يعنى : پس از انقراض نسل كفّار قوم نوح و سكونت گزيدن نوح و مؤمنان نجاتيافته در روى زمين ، فرستادگانى را پس از نوح در طول تاريخ بهسوى اقوامشان برانگيختيم ، و آنها براى ملتهاى خود دلايلى روشن ، يعنى حجت و برهانى محكم و كتابى متقن و معجزاتى آشكار آوردند ، لكن آنان هرگز حاضر نشدند به آنچه از پيش انكار كرده بودند ايمان آورند ، و گويى نسل كفّار در برابر پيامبران ، مانند همديگر و مقلّدان متسلسل بودند .
و ممكن است معنا اين باشد كه هيچ كافرى حاضر نبود آنچه را پيش از دعوت انبيا منكر بود پس از دعوت و اقامهء حجت و بيّنات و معجزات بپذيرد . و اين ، كنايه از جهل و عناد و تقليد كوركورانهء آنها از گذشتگان است .
كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
يعنى : اين چنين ما بر دلهاى تجاوزكاران طبع مىكنيم . ما همانند نقش نگين مُهر مىزنيم و حالت ثابتى در دلهايشان ايجاد مىكنيم كه مانع از تأثير پند و اندرز و مظاهر ديدنى و شنيدنى توحيد در آنها مىشود . و اين معنا را ختم و طبع گويند و از آن تعبير مىشود به مهر قساوت و شقاوت . و ذكر كلمهء « معتدين » اشعار بر علّيّت است ، يعنى اين طبع بهخاطر تجاوز آنها از حدود تكاليف اصولى و فروعى است .
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ « 75 » فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا إِنَّ هذَا لَسِحْرٌ مُبِينٌ « 76 » قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ « 77 » قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آباءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاءُ فِي الْأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ « 78 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 404
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٤