تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
أجلهم نه به لايستأخرون .

[ حرام‌هاى الهى ]

تفسير : قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَ الْبَغْىَ بِغَيْرِالْحَقِّ وَ أَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَ أَنْ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ در پى اباحهء مطلق و ترخيص عام زينت‌ها و طيّبات در آيهء سابق ، در اين آيه اشاره به محرّمات شرع شده كه مبادا ترخيص عام آنها سبب ارتكاب گناه گردد . معناى آيه : اى پيامبر ، به مردم بگو : حقيقت اين است كه پروردگار من كارهاى بسيار زشت را چه آشكارش را و چه پنهانش را حرام كرده ، و نيز اثم يعنى مطلق گناه را ، و بَغْى يعنى تعدّى نابه جا به حقوق ديگران را ، و اين كه چيزى را شريك و انباز خدا كنيد كه دليل و برهانى بر آن نازل نكرده ، و اين كه دربارهء خدا چيزى را بگوييد كه نمىدانيد حرام نموده است . مقيد كردن « بغى » به « غير حق » براى استثناى تعدّىِ به‌جا و در موارد ترخيص است نظير قصاص در نفس و اعضا ، و تقاصّ مالى و تصرف در مال غير در موارد ضرورت و غيره . و با قيد « مالم ينزّل » مواردى خارج مىشود مانند اعتقاد به اين كه فرشتگان در شئون عالم هستى از خلق و رزق و زنده كردن و ميراندن و بعث رسولان و انزال كتاب‌هاى آسمانى شركت دارند و همكار خدايند ، زيرا بر اين امر از طرف او سلطان و برهان قطعى نازل نشده است . بايد دانست كه در اين آيه به همهء محرّمات الهى در تحت پنج عنوان به اقتضاى معانى آن عناوين اشاره شده است ، زيرا « فحش » تجاوز از حدّ است و اشاره به گناهان بسيار بزرگ است نظير زنا و لواط و نحو آنها . و « اثم » به معناى تأخير است و اشاره به مطلق گناه ، كه مرتكبش را از درك ثواب الهى عقب مىاندازد . و « بَغْى » طلب باطل است و اشاره به تعدّى و دست‌اندازى به حقوق غير . و « شرك » اشاره به گناهان اعتقادى است . و كلامى را جاهلانه به خدا نسبت دادن شامل گفتار گناه است خواه شرك‌آور باشد يا فسق آور . وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَايَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَ لَايَسْتَقْدِمُونَ يعنى : و براى هر قوم و گروهى امَد و زمانى است در دنيا ، پس چون پايان عمرشان در