و يا آن كه چه كسى است كه مالك گوش و چشمان شماست ؟ يعنى بر همهء قواى فعّالهء جسمى و روحى شما سلطه و توانى برتر از تسلّط و توان خودتان دارد .
و چه كسى است كه زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىآورد ؟ مراد از زنده و مرده مطلق موجود صاحب حيات و مرگ است ، خواه حيات و موت نباتى يا حيوانى يا انسانى ، نظير بيرون آوردن گياهان و درختان از بذر و هسته ، و نطفه از حيوانات ؛ و يا حيات و ممات معنوى ، مانند بيرون آوردن مؤمن از صلب كافر ، و كافر از صلب مؤمن .
و چه كسى است كه تدبير امر مىكند ؟ يعنى امور جهان هستى را از ذرّات اتمى تا كهكشانها تحت ارادهء خويش تدبير مىكند به گونهاى كه از حيطهء تصور و توان درك عقل بيرون است .
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ
يعنى : در پاسخ اين پرسشها آنها بى درنگ مىگويند كه : اللَّه است و همهء اين تصرفها و قلب و انقلابها از ناحيهء اوست . پس به آنان بگو : آيا از مخالفت و غضب او پروا نداريد ؟
بايد دانست كه مشركان قريش در مكّه بلكه همهء مشركان گذشته به خداوند و ربوبيت و خالقيت او معتقد بودند ، لكن ادعا مىكردند كه خداوند ، تدبير و تصرف و ربوبيت بخشى از موجودات جهان را به بتها و معبودهاى ديگر واگذار نموده ، مثلًا اعمار مردم يا روزى آنها را به فلان بت داده است ، و از اينرو آن را به طمع الطافش يا ترس از ضررش عبادت مىكردند .
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
يعنى : پس اين موجود مقتدر كه ذات واجبالوجود است پروردگار به حقّ شماست .
پس آيا بعد از اين حقّ و حقيقت و بر فرض اعراض از او چيزى جز ضلالت و گمراهى هست ؟ پس چگونه و به كجا بازگردانده مىشويد ؟ !
كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ
يعنى : همان گونه كه ثابت شد ربوبيت و تدبير امور هستى از آنِ اوست و انحراف از او ضلالت است ، سخن پروردگار تو بر كسانى كه فسق ورزيدهاند ثابت است كه
تفسير روان (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٧٧