[ گمان باورى مشركان ]
قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
يعنى : تو خود بگو : تنها خداست كه مخلوقات قابل اعادهء اين جهان را در آغاز مىآفريند ، سپس آنها را پس از طى مراحل و سير مسافتهاى مختلف به معاد پيشبينى شدهء خود بازمىگرداند . پس چگونه افكارتان از مبدأ حقيقى بهسوى جمادى بىروح يا مخلوقى محتاج ديگرى بازگردانده مىشود ؟ !
قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَن يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِى لِلْحَقِّ
يعنى : بگو : آيا از شريكان شما كسى هست كه بهسوى حق هدايت كند ؟ يعنى خود مستقلًاّ موجودى قابل هدايت را از حيوان و انسان بهسوى هدف تكوينى يا ارادى و اختيارى او راهنمايى كند ؟ بگو : اللَّه است كه مطلقاً و بدون استثنا همهء متحركان و نيازمندان هدايت طبيعى را راهنمايى تكوينى مىكند ، و نيازمندان هدايت ارادى و اختيارى را در مسير هدايت دينى نخست به نحو ارائهء طريق كه وظيفهء اصلى اديان الهى است ، و سپس پذيراشدگان را به نحو توفيق خاص و ايصال به مطلوب ، هدايت مىكند .
أَفَمَن يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمْ مَن لَا يَهِدِّى إِلَّا أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
يعنى : پس آيا كسى كه به علم و قدرت و توان بهسوى حق هدايت مىكند ، بهتر است كه جامعه و هر فرد جاهلى از او پيروى كند ، يا كسى كه خود هدايت نمىيابد مگر آن كه از طرف كس ديگر هدايت شود ؟ يعنى توان هدايت به راه طبيعى خود و قدرت درك مصالح و مفاسد امور اختيارى خود را ندارد و نيازمند ديگران است . پس شما را چه عارض شده و چگونه داورى مىكنيد ؟
وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنّاً إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ
و بيشتر آنان جز از گمان پيروى نمىكنند . يعنى مشركان در انتخاب معبود و پرستش بتها و ستارگان و پايبندى به آداب و رسوم جاهلى ، اكثراً تابع ظنّ و ترجيحات ذهنى بدون دليل متقناند ، نظير گرايش به افكار عامّه و تقليد كوركورانه از گذشتگان . و كلمهء « بيشتر » اشاره است به اين كه عدّهاى معدود از آنها نظير حاكمان جور و علماى سوء و هوشمندان عاشق ثروت ، با تشخيص و علم بهحق ، راه شرك و لوازم آن را پيش گرفتهاند .
و حق اين است كه ظنّ و گمان هيچ به حق نمىرساند و در اثبات حق كفايت نمىكند . يعنى