لغت و اعراب :
تلقاء اسم مصدر است يعنى مواجه و مقابل ، و نيز به معناى « عِند » كه ظرف است . أدرى زيداً بالكتاب : آگاه كرد زيد را از كتاب . عمر - به ضم و سكون ميم - : زندگى ، و زندگى طولانى .
تفسير :
[ تغيير ناپذيرى قرآن ]
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذَا أَوْ بَدِّلْهُ
طرف سخن در اين آيات بتپرستان مكّهاند كه قداست خاصى براى بتهاى خود قائل بودند و در برابر آنها كرنش مىكردند و در ستمكارى و گناه غوطهور بودند و عقايد و رفتارشان غالباً با دستورات اسلام نمىخواند . و مراد از قرآن در اينجا مقدار نازل شده از اولين سوره تا اين آيه است .
معناى آيه : و چون آيات كتاب ما در حالى كه سراپا دلايل روشن و برهانهاى متقن و آشكار است ( يعنى همه دلالت بر توحيد و صدق دعوت پيامبر و دين و شريعت او دارد ) بر آنها تلاوت شود ، كسانى كه به ديدار ما اميد ندارند ، يعنى منكر بعث و رستاخيزند ، مىگويند : قرآنى غير اين قرآن را بياور ، يا آن را تغيير و تبديل ده ، يعنى اصلش را عوض كن يا در الفاظ و محتوايش تغييراتى انجام ده كه مثلًا در آن سخنى از نفى شرك و كفر و عقايد خرافى و تحقير و توهين از بتها ، و نكوهش از سنن باطل و آداب جاهلى ، و تحريم ميته و خون و خوك و قمار ، و خاصه كلامى از عالم آخرت و روز واپسين و پاداش و كيفر نباشد . و علاوه آن كه برخى از خواستههاى ما نيز در آن مندرج باشد .
قُلْ مَايَكُونُ لِى أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِى إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحى إِلَىَّ إِنِّى أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
يعنى : اى پيامبر ، بگو : مرا نسزد و نرسد و شرعاً جايز و وجداناً پسنديده و عقلًا ممكن نباشد كه از پيش خود تغييرى حتى اندك ولو به يك كلمه در آن بدهم ، يعنى چه رسد به آن كه آن را به كلّى عوض كنم و قرآنى ديگر آورم . از اينرو جواب عوضكردن را در آيه