وَ لِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
يعنى : و براى اينكه چون بهسوى قوم خود يعنى فرقهاى كه از ميان آنها كوچ نموده بودند ، بازگردند آنها را انذار كنند ، شايد برحذر شوند .
بايد دانست كه مقتضاى عطف « ولينذروا » به « ليتفقّهوا » اين است كه در عرض هم باشند ، يعنى كوچكردن دو نتيجه دارد : تفقّه و انذار ، در صورتى كه انذار در طول تفقّه و نتيجهء آن است ، زيرا تا فقيه نشود انذار محقّق نمىگردد . پس بايد گفت :
« ولينذروا » عطف به محذوف است و تقدير چنين است : « ليتفقّهوا فى الدين لمصالح كثيرة ، و لينذروا قومهم » زيرا فقيه شدن در دين ، داراى آثار و شئون بسيار است ، مانند تكامل نفس و روح انسانى ، پياده كردن فقه و علوم در اعمال خارجى ، تدريس و تعليم اندوختهها بهديگران ، و نوشتن و پياده كردن در صفحات كتاب ، سفر به مناطق مختلف دنيا براى ابلاغ فقه و تعليم و تربيت ، و از آن جمله بازگشت به محيط اول براى انذار .
و مراد از « انذار » در اينجا بيان احكام و ابلاغ آنچه از اصول و فروع و تفسير و ساير معارف است كه فرا گرفته ، و اطلاق « انذار » بر بيان معارف نسبت به آنچه از قبيل انذار و وعظ و تهديد و وعيد است اطلاق حقيقى است ، و نسبت به بيان احكام از واجبات و محرّمات و ساير احكام اطلاق كنايى است ، زيرا لازمهء ابلاغ واجب و حرام ، تهديد بر ترك يا فعل است .
و مراد از « لعلّهم يحذرون » اين است كه چون گروه فقيهان بازگشتند و معارف دينى را با مردم بازگو نمودند ، مطلوب خدا اين است كه مردم برحذر شوند ، يعنى خبرها و فتواها را قلباً باور كنند و عملًا پياده نمايند و از مخالفت بپرهيزند .
و لازمهء مطلب اين است كه نقل حديث راويانِ سنّت ، و افتاى اهل فتوا بر آنان حجت باشد ، والّا نه باور قلبى لازم بود و نه برحذر بودن عملى ، پس آيه از ادلّهء حجّيت نقل احاديث روات از اهلبيت وحى عليهم السلام بر شنوندگان و حجيت فتواى فقها بر مقلّدان است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 342
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٤٢