اين آيه ، بيان وظيفهء كلّى مسلمين است نسبت به دعا و طلب غفران براى مشرك يا كافر ، در حال حيات آنها يا پس از مرگشان .
معناى آيه : هرگز پيامبر و مؤمنان را نرسد ، يعنى سزاوار نبود و شرعاً جايز و عقلًا پسنديده نباشد كه براى مشركان طلب آمرزش نمايند هرچند خويشانشان باشند ، پس از آن كه براى آنها آشكار شد كه آنان اهل دوزخاند .
معلوم شدن اين كه مشرك حتماً اهل آتش است با اينكه غالباً احتمال اسلام آوردن هست ، به اين است كه در حال كفر بميرد ، يا معصومى خبر دهد كه ايمان نخواهد آورد . و علت اين حكم اين است كه حُسن طلب غفران در نزد عقل و وجدان ، از آنِ كسى است كه تسليم حق باشد و بهخاطر گناهش خود را نيازمند عفو داند نه آن كه معاند و مبارز با حق باشد و خود را مجرم و نيازمند عفو نداند .
[ براى مشركان دل نسوزانيد ]
وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأَبِيهِ إِلَّا عَن مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ للَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ
يعنى : و طلب مغفرت ابراهيم براى پدرش كه مشرك بود منشأى غير اين نداشت كه وعدهاى به او داده بود كه حتماً براى او از خدا آمرزش طلبد إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ [ ممتحنه ، 4 ] ، از اينرو آمرزش طلبيد ، و چون از وضع حال او يا از خبر دادن خداوند يا به واسطهء مرگش در حال كفر ، براى وى روشن شد كه او دشمن خداست از او تبرّى جست و ديگر طلب مغفرت نكرد .
بايد دانست كه طبق روايات اهل بيت وحى عليهم السلام پدر ابراهيم كه يكى از اجداد پيامبر اسلام است مسلمان بوده ، و مراد از « اب » در اين آيه كه ابراهيم وعدهء استغفار به او داده و بالأخره مشرك مرده ، پدرزن يا عمو يا معلّم ابراهيم بوده كه در آن عصر اطلاق پدر بر آنها متعارف بوده است .
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ
يعنى : به يقين ، ابراهيم اوّاه بود ، بسيار آه كشنده از ته دل براى بيم از عذاب خدا و اميد به رحمت خدا ، و حليم بود يعنى بردبار در تحمل فرامين خالق و رفتار نارواى خلق بود .