[ موارد مصرف زكات ]
تفسير :
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِىالرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَ فِى سَبِيلِاللَّهِ وَ ابْنِالسَّبِيلِ
بايد دانست كه آيهء مباركه در مقام بيان دو امر است : مستحقّين معيّن ، و كيفيت استحقاق آنها . به امر اخير به نحو اجمال اشاره شده و امر اوّل مورد توجه و تفصيل است . و مخاطبان اصلى به اعطاى اين صدقات و اخراج آن از ميان اموالشان ، در اين آيه مذكور نيستند .
معناى آيه : جز اين نيست كه صدقات ( يعنى زكاتها و حقوق معيّنى كه به عنوان ماليات خاص دينى از اموال معيّن براى اشخاص معيّن در شريعت اسلام تشريع شده است ) از آنِ هشت گروه زير است :
اوّل « للفقراء » يعنى كسانى كه هزينهء زندگى خود و عائلهء شرعى خود را علاوه بر مستثنيات دَين ندارند ، نه بالفعلْ موجودى دارند و نه بالقوّه ؛ يعنى استعداد تحصيل بدون موانع ندارند .
دوم « والمساكين » يعنى اشخاصى كه نادارتر از فقيرند . و اين دو عنوان در حكم يكسانند ، لكن جدا كردنشان به لحاظ اهميت و اولويت دوم است .
سوم « والعاملين عليها » يعنى منصوبان از جانب حكومت اسلامى براى تصدّى امر صدقات از جمع و نگهدارى و پخش .
چهارم « والمؤلَّفة قلوبهم » يعنى گروهى كه بايد تأليف قلب شوند و جلب رضايت آنها به صلاح اسلام و مسلمين است ، نظير كفّارى كه در مواقع حساس جنگ گرم و سرد ، مسلمين را يارى مىدهند و يا جلو دشمنان را مىگيرند ؛ و مسلمانان ضعيفالايمانى كه بدين وسيله تقويت مىشوند .
پنجم « وفي الرقاب » يعنى در جهت بردگان و در راه آزاد كردن مُكاتَبهاى مسلمانى كه از پرداخت هزينهء كتابت عاجزند . ( در عصر بردهدارى گاهى بردگان با اربابانشان قراردادهاى مختلفى مىبستهاند ، از جمله اينكه برده خود را مثلًا به هزار دينار مىخريده كه تا مدت ششماه يا كمتر يا بيشتر اگر ادا مىكرد آزاد مىشد و گرنه در بردگى مىماند . )