تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَاآتَاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ يعنى : و اگر آنها به آنچه خدا و فرستاده‌اش به آنها دادند راضى و خشنود مىشدند و مىگفتند : خدا براى ما بس است ، به زودى او از فضل و احسان خود و فرستاده‌اش از صدقات ديگر به ما عطا خواهد نمود ، به يقين ما جزء راغبين به خداييم ، براى آنها بهتر بود . و ممكن است معناى آيه از آغاز به جاى « و اگر » ، چنين باشد : و اى كاش آنها راضى مىشدند و مىگفتند . . . . و بايد دانست كه زكات و صدقات پيوسته به دست پيامبر به آنها مىرسيد ، ولى خدا در هر دو مورد آيه ، نخست به خود نسبت داده بعد به پيامبر ، و اين براى بيان اين است كه خدا تكويناً مسبِّب است و همهء معلولات معلول ارادهء اوست ، و تشريعاً عطاء پيامبر او در فضيلت و قداست عين عطاء اوست . إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ « 60 » لغت و اعراب : مراد از فقير در اين‌جا كسى است كه عاجز از هزينهء سال خويش است ، نه موجودىِ بالفعل دارد و نه مانند كارمند و كارگر ، توان تحصيل تدريجى دارد ، و مراد از مسكين عاجزتر از آن است . ألّف بينهم : ميان آنها الفت افكند . رقاب : جمع رَقَبه يعنى برده . في الرقاب به‌تقدير « تُصْرَف في الرقاب » ، غارم : بدهكار ورشكسته . فريضةً مفعول مطلق است به‌تقدير « فرضها اللَّه فريضةً » . فَرْض : تقدير و تعيين ، يا واجب .