اسم جلاله سوگند ياد كنند ؟ ! در حالى كه خدا مىداند كه آنها دروغگويند .
[ داستان تبوك و جنگ گريزان ]
عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكاذِبينَ « 43 »
لغت و اعراب :
عفا اللَّه عنك جملهء انشائى و دعاست ، مانند غَفَراللَّه لك ، ورَحِمَكَ اللَّه . لِمَ أذنت استفهام انكارى است .
تفسير :
عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكاذِبينَ
پس از صدور فرمان حركت بهسوى جنگ تبوك ، عدّهاى نزد پيامبر آمده ، اظهار عذر نمودند و اجازهء تخلّف خواستند و پيامبر به آنها رخصت تخلّف داد . لكن برخى از آنان در اعتذارشان راستگو و برخى دروغگو بودند ، و اگر پيامبر رخصت تخلّف نمىداد عذر راستگويان و نفاق دروغگويان زودتر روشن مىشد و اين رخصت سبب شد كه در آن زمان حال منافقان مجهول بماند .
معناى آيه : خداى بر تو ببخشايد ، چرا به آنان رخصت دادى كه تخلّف نمايند ، پيش از آن كه احوال كسانى كه راست مىگفتند بر تو روشن شود و از دروغگويان اطلاع يا بى ؟ !
استفهام آيه انكارى است و دلالت بر مرجوحيت اذن و اولويت ترك اذن دارد . پس حاصل جمله ، صدور ترك اولى است نه گناه و عصيان . يعنى چنين نيست كه اگر اجازهء تأخير نمىداد همه در جنگ شركت مىكردند ، و اجازه سبب شد كه واجباتى فوت شود ، بلكه اگر اذن نمىداد دروغ و رسوايى منافقان و عذر معذوران زودتر روشن مىشد . پس احتمال اينكه « عفا اللَّه عنك » اخبار است و دلالت دارد بر گناه بودن رخصتِ صادر از پيامبر و بخشيدهشدن بلافاصلهء آن ، باطل است و با ادلّهء قاطعهء عصمت پيامبران خاصه