ثالثُ ثلاثة و رابعُ أربعة . غار : محلى كنده شده يا طبيعى در كوه . ضمير منصوبِ تنصروه و پنج ضمير مفرد مذكّر ظاهر و يكى مضمر آتى ، راجعاند به پيامبر ، و ضمير سكينته راجع است به خدا .
[ داستان هجرت پيامبر ( ص ) و رفتن به غار ]
تفسير :
إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِىَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِى الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَاتَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا
در اوايل بعثت پيامبر اسلام ، سران مشركان مكّه پس از آن كه از مبارزه با دعوت او و خاموش نمودن نور او عاجز شدند ، آخرين نقشه را با رهنمود مستقيم شيطان بزرگ چنين طرح كردند كه از هر قبيلهاى مردى جنگآور تعيين كنند و در شبى ناگهانى بهخانهء او بريزند و او را بكشند ، و چون قبيلهء بنىهاشم به خونخواهى برخيزند و توان جنگ نداشته ، مطالبهء ديه كنند ، آنها ديه را بپردازند . خداوند پيامبر اسلام را از نقشهء آنها باخبر كرد و شب موعود را هم اطلاع داد . پيامبر مطلب را به على بن ابى طالب عليه السلام خبرداد و به وى پيشنهاد نمود كه اگر در جاى او بخوابد ، او مىتواند از حلقهء محاصرهء مشركان بيرون شود . على بن ابى طالب عليه السلام از اين پيشنهاد استقبال نمود و در شب معهود در بستر پيامبر اسلام بخفت ، پيامبر به مددهاى غيبى الهى همراه جبرئيل از حلقهء كمين و محاصره بيرون شد و بهسوى غار ثَور در خارج مكّه روانه گشت و در سر راه ، ابوبكر به او برخورد ، او را نيز با خود به غار ثور برد . سه روز در آن غار پنهان گشتند ، در اوقات اضطرار بيرون شده و بقيه را در آنجا مىماندند ، تا على بن ابىطالب عليه السلام پس از رهايى از شرّ مشركان ، مركب براى آنها تهيه نمود تا از غار بهسوى مدينه روانه شدند .
معناى آيه در خطابى به مسلمين اين است : اگر شما او را يارى نكنيد خدا خود او را يارى خواهد كرد ، زيرا كه بىترديد ، خداوند او را يارى نمود در آن هنگام كه كفّار ، او را از مكّه بيرون كردند و او يكى از دو نفر بود ، در آن زمان كه آنها در داخل غار بودند ، آنگاه كه او به همراهش مىگفت : غمگين مباش ، بىترديد خدا با ماست .
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَكَلِمَةُاللَّهِ هِىَ