بايد دانست كه از جدا كردن مسيح از احبار و رهبان برمىآيد كه نحوهء اتخاذ ربوبيت او مغاير با ربوبيت احبار و رهبان است ، زيرا اهل كتاب ، علما و عبّاد خود را بهربوبيت و خدايى نگرفته بودند . پس مراد از ربوبيت نسبت به آنها اطاعت كردن بدون قيد و شرط و بدون تطبيق با تورات و انجيل است كه سخنان آنها را در اصول و فروع همانند وحى مُنزَل اطاعت مىكردند ، و اين طرز از اطاعت مخصوص خداست . ولى عيسى فرزند مريم را حقيقتاً به الوهيت و ربوبيت گرفته بودند . و اينكه در اينجا عُزَير همراه مسيح ذكر نشده مؤيّد اين است كه او را خدا نمىدانستند بلكه به بنوّت تشريفى قائل بودند و عملًا با او مانند احبار و رهبان معامله مىكردند .
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
يعنى : آنها رفتارشان آن بود در حالى كه مأمور نبودند مگر به اينكه خدايى واحد و يگانه را كه جز او در عالم وجود معبود به حقّى نيست بپرستند . منزّه است خداى واحد از آنچه آن را شريك و همتاى او مىپندارند .
يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ « 32 » هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ « 33 »
لغت و اعراب :
اطفاء : خاموشكردن آتش يا هر روشنى ديگر . بالهدى باء براى مصاحبت است .
ليظهره بهتقدير « لأن يظهره » متعلّق است به أرسل ، و ضمير مفعول آن راجع است به دين يا به رسول .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٦٥