لزوم قتلعام آنها شامل همهء اقسام است جز وفاداران بهعهد در مازاد مدت پيمان از اشهر حرم .
[ زمينهسازى ارتباط كفار با قرآن ]
وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ
يعنى : بايد آنها را بگيريد و محاصره كنيد و در هر كمينگاهى براى شكار آنها بنشينيد .
مراد اين است كه در هرجا يافتيد در حرم يا هر مسجد و مشهدى ، در ماههاى حرام يا ايام ديگرى ، اگر نتوانيد بكشيد اسير و زندانى كنيد . و با عدم امكان ، از نظر غذا و مكان و امنيت در محاصره درآوريد . و با عدم امكان ، به هر نوع كمينكردن و ترور اقدام نماييد .
فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
يعنى : پس اگر توبه كردند و نماز را برپا داشتند و زكات دادند آنها را رها كنيد ، زيرا خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است . اشاره به اينكه توبهء كفّار سبب آمرزش همهء گناهان و مُسقِط عقوبتهاى اخروى و اغلب عقوبتهاى دنيوى است ، و توضيح اين مطلب در ذيل آيهء إِن يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ [ انفال ، 38 ] با ذكر حديث مشهور « جَبّ » بيان شد .
وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ
اين آيه در بيان حال مشركان پس از تمام شدن اشهر حرم و فعليت حكم مهدوريت خون آنهاست .
معناى آيه : و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى طلبيد ، يعنى درخواست كرد بهحضورت برسد يا در راه جستجوى دين مدتى در امان باشد ، او را پناه ده تا كلام خدا را بشنود و از حقيقت دعوت و منطق و حجت و هدف رسالتت اطلاع يابد . سپس او را به جايگاهى كه محل امنش بود برسان . يعنى براى اينكه پس از بيرون آمدن از مأمن خود و قرار گرفتن در امان تو و پيش از رسيدن به همانجا اگر آسيبى به وى رسانى مكر و فريب و غدر محسوب مىشود .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَايَعْلَمُونَ
و اين دستور به خاطر اين است كه آنها گروهى هستند كه نمىدانند . يعنى بهحقيقت