لغت و اعراب :
دأب : خوى و عادت . كدأب خبر مبتداى محذوف است بهتقدير « دأبهم كدأب » . كفروا بآيات تفسير دأب است . ذلك اشاره به عذاب و مبتداء است ، خبرش بأنَّ است . لميك اصلش يَكُون است واو به التقاء ساكنين و نون آخر براى كثرت استعمال افتاده است . و انّ اللَّه عطف است به خبر ذلك .
[ تغيير سرنوشت اختيارى است ]
تفسير :
كَدَأْبِ آلِفِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآيَاتِاللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِىٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ
يعنى : خوى و عادت مشركان قريش مانند خوى خاندان فرعون و كسانى است كه پيش از آنها بودند . عادتشان اين بود كه به آيات خدا كفر ورزيدند ، يعنى به آيات كتابهاى آسمانى او و معجزات پيامبران او و نشانههاى توحيد او كه در كرانههاى جهان و نفوس خلايق متجلّى بود . و در نتيجه خدا آنها را به خاطر گناهانشان بگرفت ، يعنى در دنيا و آخرت گرفتار عذاب كرد . حقيقت اين است كه خدا قوى و نيرومند و سختكيفر است .
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَابِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
يعنى : آن عذابها بر اقوام گذشته همه از قبيل تغيير نعمت و تبديل آن به عذاب بود و سببش اين بود كه خدا هرگز بر آن نبوده كه نعمتى را كه به قومى ارزانى داشته تغيير دهد ، يعنى سلب كند يا تبديل به عذاب نمايد ، مگر اين كه آنها آنچه را كه در وجود خودشان است تغيير دهند . يعنى نيكىهايى را كه سبب شمول نِعَم است از عقايد و اخلاق فاضله و يا حدّاقل رفتارهاى نيك انسانى تغيير به ضد آنها دهند . و مشركان قريش چنين بودند ، زيرا آنها پيش از بعثت با پيامبر اسلام و ارحامش رفتار نيكو و مسالمتآميز و انسانى داشتند و از اين رو از نِعَم دنيوى تا حدى برخوردار بودند ، و چون مبعوث گرديد و دعوت خود را اظهار داشت به كلّى تغيير حال دادند و آنچه توانستند از بدرفتارى و