تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
پيامبرشان مغرور شده‌اند . وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ يعنى : جواب آنها اين است كه هركس به خدا توكل كند بىترديد خدا مقتدر و غالب و شكست‌ناپذير ، و حكيم در ادارهء عالم و در مراحل تكوين و تشريع است . يعنى چنين خدايى حتماً بندهء خود را يارى مىكند .

[ شكنجهء كفار هنگام مرگ ]

وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ يعنى : و اى پيامبر ، اگر مىديدى هنگامى را كه فرشتگان كسانى را كه كفر ورزيده‌اند قبض روح مىكردند در حالى كه بر صورت‌ها و پشت‌هاى آنها مىزدند و مىگفتند : بچشيد عذاب سوزان را ! يعنى اگر آن حال را مشاهده مىكردى ، مىديدى چه عذاب سخت هولناكى بر آنها وارد مىشود . بايد دانست كه « توفّى » به نحو كامل گرفتن شىء و كنايه از مرگ است ، زيرا روح انسانى به كلّى از بدن اخذ مىشود و مثل خواب اخذ موقت نيست . و در اين آيه قبض روح مردم به جمع فرشتگان يعنى اعوان عزرائيل نسبت داده شده ، و در آيهء 42 زمر به خود خداوند نسبت داده شده : اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا و در آيهء 11 سجده به ملك‌الموت نسبت داده شده : قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ . و راه جمع ميان سه آيه اين است كه نسبت دادن مرگ به اعوان نسبت مباشرى ، و به ملك‌الموت تسبيبى به‌يك واسطه ، و به خداوند تسبيبى به دو واسطه است . يعنى خدا به ملك‌الموت دستور مىدهد و او به اعوان تا قبض روح كنند . و ممكن است اختلاف از نظر نفوس بشر باشد ، يعنى برخى را خود خداوند ، به ارادهء خويش قبض مىكند كه رده‌هاى بالا از طايفهء بشرى هستند ، برخى را ملك‌الموت و بقيه را اعوان ، قبض مىكنند . و نيز بايد دانست كه اين آيه از ادلّهء عالم برزخ است ( يعنى عالم پس از مرگ و پيش از قيامت و در فاصلهء ميان دنيا و قيامت كه نشأه‌اى است طولانى ، هرچند طول مدتش بر ما روشن نيست ، و عالمى است مستقل و وسيع و تمام اجزا و ذرات آن صاف‌تر و رقيق‌تر از اين جهان و غليظتر از جهان پس از آن است ، و محتوى نعمت‌هاى گوناگون و عذاب‌هاى مختلف