شكستند و آنها پروا هم نمىكنند . يعنى همانند يهود مدينه و اطراف آن كه طبق تواريخ پيوسته پيمانشكنى كردند و نه تقوا از خدا و نه پروا از وجدان داشتند .
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِى الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
يعنى : پس اى پيامبر ، اگر در جنگ بر آنها دست يا بى و پيروز شوى سرسختانه با آنها برخورد كن . مثلًا فرارىها را تعقيب كن ، فديه از اسرا نگير ، شفاعت و ضمانت نپذير ، در حين معركه قتل را بر اسارت مقدّم دار و ساير ارفاقات را مراعات مكن ، تا گروههاى پشت سر آنها را بترسانى و متفرق نمايى . و « لعلّهم يذّكّرون » يعنى و شايد متذكر شوند و عاقبت وخيم نقض عهد و مخالفت با حق و پيروى از كفر و هوى را درك كنند .
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ الْخَائِنِينَ
يعنى : و اگر از خيانت گروهى بترسى پس تو نيز بر پايهء مساوات و تعادل ، نقض خود را بهسوى آنها القا كن . مراد از « خيانت گروهى » پيمانشكنى كفّارى است كه با پيامبر و مسلمين پيمانهايى بسته بودند . و مراد از « ترس » اطمينان يافتن است از اين كه آنها پيمان خود را ناديده گرفته و تصميم بر مخالفت دارند كه گاهى از شواهد و قراين حاصل مىشود .
و معناى « القا بهسوى آنها » اين است كه به آنان بگو كه من نيز از پيمان خود گذشتم و آن را ناديده گرفتم ، تا آن كه شما و آنان در كيفيت نقض يكسان باشيد . و « إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ الْخَائِنِينَ » يعنى مبادا بدون اعلام نقض ، اقدام عملى كنى ، زيرا آن خيانت است و خداوند بهيقين خيانتكاران را دوست ندارد .
وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لَايُعْجِزُونَ « 59 » وَأَعِدُّوا لَهُم مَااستَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَاتَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَاتُظْلَمُونَ « 60 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٢٥