مىديدند شيطان آنها را در حدّ خود و همراه با هزار فرشتهء مجهّز ديد و به عقب رفت و به مشركان گفت : واقع اين است كه من از شما بيزارم ، زيرا من چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد . و اين بدان جهت است كه شيطان و اجنّه در اصل خلقت به فرشتگان نزديكند و همديگر را مىبينند و ارواح انسانى هم پس از مرگ قريب آنها مىشود . و نيز گفت : به يقين من از خدا مىترسم ، زيرا خدا سختكيفر است .
[ نقش تخريبى منافقان و بيماردلان ]
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَرَضٌ غَرَّ هؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ « 49 » وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ « 50 » ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ « 51 »
لغت و اعراب :
اذ يقول متعلّق است به « اذكر » مقدّر . و لو ترى لَو شرطيه مضارع را قلب به ماضى مىكند برعكس انِ شرطيه . و جواب لَو محذوف است بهتقدير « لرأيت أمراً فظيعاً هائلًا » . أدبار : جمع دُبُر ، آخر هر شىء و پشت هر شىء . ذوقوا امر است بهتقدير « يقولون » . ذلك مبتدا و اشاره به عذاب است و بما قدّمت خبر آن است . و انّ اللَّه عطف است به موصول .
تفسير :
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَرَضٌ غَرَّ هؤُلَاءِ دِينُهُمْ
اين آيه نقل گفتار منافقان مدينه است پس از توجه به اين كه مسلمين با عدّهء كم و شرايط نابرابر در مقابل انبوه سپاه قريش قرار گرفتهاند . يعنى : و نيز متذكّر باش زمانى را كه منافقان و كسانى كه در دلهاشان بيمارى كفر و نفاق است به عنوان تحقير و استهزا مىگفتند : اينها را دينشان فريفته و مغرور كرده است . يعنى به عقايد و خدا و گفتار