تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

[ وعده‌هاى پوچ شيطان ]

وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَاغَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنكُمْ إِنِّي أَرَى مَالاتَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ « 48 » لغت و اعراب : و اذ متعلّق است به « اذكر » مقدّر . جار : همسايه ، پناه‌دهنده ، پناه‌آور . نَكَصَ عن الأمر - از باب ضَرَب و نَصَر - : عقب عقب برگشت ، باز ايستاد . تفسير : وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَاغَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّى جَارٌ لَكُمْ اين آيه نيز مربوط به جنگ بدر است كه شيطان به صورت رئيس قبيلهء كنانه با عدّه‌اى از اتباع خود بر آنها ظاهر گشت و آنها را تحريص به جنگ نمود و كارشان را به‌عنوان دفاع از حقّ خويش و خدايان كعبه و حفظ حريم بت‌ها در نظرشان بياراست و اطمينان داد كه شما قوى و پيروزيد ، و با آنها تا آغاز شروع به جنگ ، همراه بود و پس از ديدن فرشتگان فرار كرد . معناى آيه : و به يادآور هنگامى را كه در آستانهء جنگ بدر شيطان عمل‌هاى آنها را در نظرشان بياراست و گفت : امروز هرگز كسى از مردم يعنى قبايل عرب ، بر شما پيروز نيست و گفت : من به يقين همسايهء شما هستم يعنى از قبايل عرب اطراف مكّه‌ام ( يا من پناه‌دهندهء شما هستم ) . فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ قَالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِنكُمْ إِنِّى أَرَى مَا لَاتَرَوْنَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ يعنى : پس چون دو گروه يكديگر را ديدند شيطان عقب عقب برگشت ، يعنى با اتباع خود پا به فرار گذاشت . و ظاهر اين است كه در همان حال كه كفّار مسلمين را اندك