قافله خبر داد و پيامبر در فكر بستن راه قافله و سلب اموال آنها افتاد .
ابوسفيان كه چنين احتمالى را مىداد يا به گوشش رسيده بود ، با اين كه راهى ديگر دور تر از مدينه داشت ، به سران مكّه نوشت براى حفظ قافلهء خويش سپاهى مجهّز بهسوى مدينه به استقبال قافله گسيل دارند . سران مكّه با سپاهى انبوه با همهء وسايل جنگى روز و هزينهء لازم به سرپرستى عدّهاى از بزرگانشان مانند عُتبه ، شَيبه و ابوجهل ، مركّب از نهصد و پنجاه سرباز رزمجوى تهيه ديده ، شتابان بهسوى قافلهء تجارتى خود روانه شدند . آنها نام قافلهء تجارت را كه در پى آن بودند عير و نام سپاه مسلّح خود را نفير نهادند . عير از شام بهسوى مدينه ، و نفير هم از مكّه بهسوى مدينه حركت نمودند . دستورى از خداوند به پيامبر رسيد كه سپاهى تشكيل دهد و از مدينه بيرون رود تا به يكى از دو طايفهء عير و نفير برسد و برخورد نمايد .
معناى آيه : و بهياد آوريد هنگامى را كه خدا به شما ، يكى از دو گروه را وعده مىداد ، يعنى برخورد با يكى از آن دو را ، كه آن از آنِ شماست . يعنى اگر عير باشد اموالشان ، و اگر نفير باشد پيروزى و غلبهء بر آنها . و شما دوست مىداشتيد كه گروه غير مسلّح ، يعنى عير از آنِ شما باشد ، زيرا آسيبشان كم و سودشان زياد بود .
وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ
يعنى : ولى در برابر ميل باطنى شما ، خداوند دوست داشت كه شما با گروه مسلّح برخورد كنيد ، زيرا كه اراده داشت به وسيلهء گفتار خود ، حق را در جاى خود ثابت و پابرجا كند و ريشهء كافران را قطع نمايد . مراد از گفتار خود مشيّت و ارادهء ازلى اوست كه به تحقق خارجى جنگ بدر و حصول پيروزى در آن تعلّق يافته بود ، و همان اراده چون در لوح محفوظ يا در كتابهاى آسمانى درج گردد ، به صورت كتابت ، و چون در قالب خلق صوت يا به زبان فرشتگان و پيامبران ابلاغ شود بهصورت سخن و كلام جلوه مىكند .
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
يعنى : تا حق را ثابت و باطل را نابود سازد هرچند تبهكاران كراهت داشته باشند . مراد اين است كه خدا دوست داشت با طايفهء مسلّح روبهرو شويد ، براى اين كه حق را يعنى توحيد و اسلام و قرآن را در مكّه سپس در جزيرة العرب و پس از آن به تدريج در تمام
تفسير روان (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٣