تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
كفر و طغيانشان با دلايلى روشن و حجت و برهانى عقلى بيم مىدهد ، پس چگونه مىشود چنين شخصى ديوانه باشد ؟ و آيه در مقام جواب كسانى است كه مىگفتند : او را حالت جنون است كه جنّى در وجود او حلول كرده و از زبان او سخن مىگويد ، و نعوذ باللَّه . أَوَ لَمْ يَنظُرُوا فِى مَلَكُوتِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَىْءٍ يعنى : و آيا آنها ننگريستند در سلطه و قاهريت خدا نسبت به آسمان‌ها و اين زمين و آنچه خدا از اشياء و موجودات آفريده است ؟ مراد از « ملكوت » وجههء باطنى اشيا است يعنى سلطه و قاهريت خدا بر همهء اشيا و شراشر عالم هستى . و يا مقهوريت و مملوكيت آن ، تحت ارادهء خداوند است كه همه مخلوق ابتكارى اويند و حفظ و ادارهء همه با نظم و ترتيب خاصّ محيّرالعقول به اراده و مشيّت اوست . و اين امر با چشم سر ديده نمىشود ، بلكه آن را عالمان دين ، عارفان حق و مخلصان عمل مىبينند ، نظير وَكَذلِكَ نُرِى إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ [ انعام ، 75 ] . وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَىِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ يعنى : و آيا آنها تأمل نمىكنند در اين كه شايد آخر عمرشان نزديك شده باشد ؟ يعنى آيا چنين تأمل نمىكنند تا دست از عناد بردارند و از گمراهى به راه حق بازآيند ؟ پس به كدامين سخن و كلام پس از قرآن ايمان مىآورند ؟ يعنى اگر طالب سخن حق‌ّاند ، كدام سخن از قرآن حق‌تر است ؟ پس چرا به آن ايمان نمىآورند ؟ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُ وَ يَذَرُهُمْ فِى طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ يعنى : كسى را كه خداوند گمراه سازد هرگز او را راهنمايى نخواهد بود ، و خدا اين قسم از اشخاص را رها مىكند تا در طغيان خود متحيّر و سرگردان بمانند . مراد از گمراه‌كردن خدا اين است كه مكلّف را پس از اتمام حجت به وسيلهء دعوت انبيا و درك عقل خود و پس از انكار و عناد او رها مىنمايد تا در اضلال شياطين و اسارت هوا بماند . پس جملهء « وَ يَذَرُهُمْ » مفسّر اضلال است .