لغت و اعراب :
ذَرهُ : ترك كن آن را . ألحد فىالدين و عن الدين : برگشت از آن . يهدون بالحقّ يعنى بالقول الحق . عدل به ، بهتقدير « عدل بين الناس بالحقّ » . استدراج : بالابردن يا پايينآوردن به تدريج . املاء و امهال : مهلتدادن .
[ اسماء حُسناى خداوند ]
تفسير :
وَلِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا
يعنى : و براى خدا نامهاى بسيار نيك است ، پس خدا را با آنها بخوانيد .
نيكو بودن نامها هم به لحاظ زيبايى و حسن و طراوت و فرحبخش بودن الفاظ آنها و هم بهخاطر علوّ مفاد و برترى مفهوم و حكايت داشتن از ذات خداست ، مانند كلمهء مباركهء اللَّه بنا بر آن كه مفهوم اشتقاقى آن ملحوظ نشود و مرادف آن كلمه از ساير لغات . و يا حكايت از صفات والاى جلال و جمال اوست خواه مفرد باشد مانند واحد و احَد ، يا مركب به نحو اضافه يا صفت نظير اسمائى كه در آخر سورهء حشر است ، مانند عالم ، رحمان ، رحيم ، ملك ، قدّوس ، سلام ، مؤمن ، مُهَيمِن ، عزيز ، جبّار ، متكبّر ، سبحان ، خالق ، بارئ ، مصوّر و حكيم . و نظير اسماى وافره و زيادى از مفرد و مركّب كه در دعاى جوشن كبير است ، دعايى كه انشاء و تنظيم آن شاهد صدور آن از معصوم است . و ظاهر فَادْعُوهُ بِهَا اين است كه خدا را هنگام حاجت و مناجات و ذكر ، با آنها بخوانيد .
وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
يعنى : و رها كنيد كسانى را كه دربارهء نامهاى خدا راه كج مىروند . شما مؤمنان در پى اطلاقات و توصيفات آنها نرويد كه گاهى نام خدا را بر غير خدا و گاهى نام غيرخدا را بر خدا مىنهند ، نظير آن كه بر دهر و روزگار نام خالق و مدبّر و مُحيى مىگذارند . و چون وثنيّين و بتپرستها كه صفات خدا را بر بتها مىنهند ، مثل باذلالخير ، مُعطِىالنِّعَم ، قاضىالحاجات ، منزلالأمطار و رازقالأنام . و در كشّاف است كه بر بتها اسمِ يا أباالمكارم ، يا أبيضالوجه ، يا سخىّ اطلاق مىكردند . و يا خدا را به نامهاى دالّ بر اعضاى