تختهها و چوبها را براى درب و پنجره و مقدار زيادى را هم براى سوخت تهيه كردهام .
لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَايَسْمَعُونَ بِهَا
آيه در بيان اين است كه چگونه آنها راه دوزخ گرفتند و محكوم به جهنّم شدند .
معناى آيه : آنها را دلهايى است كه بدان درك و فهم ندارند ، يعنى مغز و قوهء عاقله دارند ، ولى در حقايق نمىانديشند . و آنها را چشمان يا قواى باصره است كه با آنها نمىبينند ، و آنها را گوشها يا قواى سامعه است كه با آنها نمىشنوند .
يعنى نه به اين معنا كه قوهء عاقله و حواسّ ظاهرهشان از كار افتاده است ، بلكه بدين جهت كه خداوند به سزاى كفر و فسقشان ، مهر قساوت و غفلت بر دلهايشان زده بهطورى كه نه نيروى عاقلهء آنان معارف و حقايق الهى را درك مىكند و نه قوّهء باصرهشان مناظر توحيد و آيات انفس و آفاق را مىبيند و نه نيروى سامعهشان پند و اندرز پيامبران و وعد و وعيد الهى را مىشنود .
أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
يعنى : آنها همانند چهارپايانند بلكه آنها گمراهترند . زيرا حيوان در حد خود از منافع زندگى برخوردار و از مضارّش اجتناب دارد و اينها چنين نيستند . و عدم درك حيوان طبيعى است و در افعالش معذور است اما اينها در عدم درك اختيار دارند و در اعمال مسئولاند . و حيوان بهيميت و سَبُعيّتش محدود است و اينها غيرمحدودند .
آنها هستند كه واقعاً غافلاند . يعنى در سايهء غور در شهوات ، از همهء دعوتهاى انبيا و تنبّهات عقول و تأثّرات وجدان ، به كلّى در غفلتاند .
وَلِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ « 180 » وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ « 181 » وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِنْ حَيْثُ لَايَعْلَمُونَ « 182 » وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ « 183 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٥٥