تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
معناى آيه : اى پيامبر ، براى ملت يهود ، سرگذشت كسى را بازگو كن كه آيات خود را به او عطا كرديم . مراد از آيات در اين‌جا علم تورات و آيات انفسى است ، يعنى دانش وافر و كرامت نفس و عرفان حق از آيات عالَم كه نور توحيد در دل او تجلّى يافت و صاحب دعاهاى مستجاب گرديد . فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ يعنى : پس او از ميان آن آيات بيرون آمد ، به اين صورت كه به موسى و شريعتش كافر شد و از علم و كرامت و قداست و قرب الهى به گونه‌اى بيرون آمد كه گويى خودش آن لباس بهشتى را از برِ روح بركند ، و پس از آن شيطان او را دنبال كرد و خواسته‌هاى خود را بر او تحميل نمود و در نتيجه او از گمراهان گرديد . وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ يعنى : و اگر ما مىخواستيم به وسيلهء همان آيات ، او را بالا مىبرديم ، و لكن او خود ميل به سوى زمين كرد و پيروى از هواى نفس خويش نمود . مراد از مشيّت ، ارادهء حتمى خداست ، يعنى اگر مىخواستيم به قهر و جبر و بدون ارادهء او مقامش را بالا مىبرديم . و مفاد استدراك به « ولكنّ » اين است كه چون ما بشر را در همهء افعال ، خواه قلبى يا بدنى ، حتى ايمان و كفر ، آزاد گذاشته‌ايم ، و او به اختيار خود ، سقوط و انحطاط و تنزّل را انتخاب نمود و ميل به زمين و دنياى پست كرد و در عقايد و رفتار ، پيرو هوا شد ، از اين رو رفع مقام او و بالا بردنش را ارادهء حتمى نكرديم . فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ يعنى : پس مَثَل او مَثَل سگِ هار يا خسته و تشنه است كه چون بر او حمله برى ، زبان از كام درآورد و چون رها كنى باز زبان خود آويزان نمايد . يعنى شدت كفر و عناد او به‌گونه‌اى است كه براى او فرقى نيست ميان آن كه او را به كيفر كارش تهديد كنى و يا به‌حال خود رها سازى . ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ يعنى : اين است توصيف و مثال و نمونهء گروهى كه به آيات كتاب و نشانه‌هاى