در مقابل او ندارند .
معناى آيه : و بهياد آور زمانى را كه پروردگار تو از اولاد آدم يعنى از اصلاب آنها اولادشان را برگرفت و بهصحنهء وجود آورد .
مراد از « بنىآدم » تمام نسل او از نخستين فرزندش تا آخرين فرد متصل به انقراض عالم است . و مراد از ظهور ، ظَهر و پشت يكايك آنهاست . و حاصل آن كه خدا از مجموع اولاد متسلسل آدم در طول تاريخ دنيا از پشت و صلب هر فرد سابق اولاد لاحق را پديد آورده ، از نسل اول نسل دوم را و از دوم سوم را و همين طور .
وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا
يعنى : و از يكايك آنها عليه خودشان گواهى گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟
آنها گفتند : چرا ، تو پروردگار مايى .
كيفيت گواهى گرفتن اين است كه به هريك در دنيا مدتى عمر داد ، و عقلى كه حسن و قبح و نيك و بد را تشخيص دهد به آنها عطا نمود ، و پيامبرانى همراه معجزه و براهين توحيد به سوى آنها فرستاد بهگونهاى كه اگر عقل خود را بهكار گيرند و بهگوش وجدان دعوت انبيا را بشنوند وجود حق و توحيد ربوبى را به وضوح درك كنند و بدان گواهى دهند . و چنان كه اين اشهاد و طلب گواهى از خداوند تكوينى است اين رقم گواهى از بنىآدم نيز تكوينى است و همين اندازه در تنجّز تكاليف محوّله و جواز مؤاخذه در دنيا و عقاب در آخرت كافى است هرچند گواهى لفظى نباشد و بلكه آنها با انكار و عناد ، با آن مقابله كنند .
و بايد دانست كه خطاب پيامبر يا مخاطبان و نقل حادثهاى به صيغهء ماضى ( يعنى از اول آيه تا كلمهء شهدنا ) در حالى كه هنوز محقق نشده روى اتّكاء به اين است كه مقدارى از حادثه هرچند اندك ، در خارج واقع شده و بقيه هم قطعى است بهگونهاى كه گويى محقق شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . گويا مرحوم مؤلف با عدم اشاره به ماجراى عالم ذر كه در روايات فراوان به آن پرداخته شده و مراد از اين آيه ، همان دانسته شده و مراد از اين آيه ، همان دانسته شده ، نشان داده است كه در عين صحّت آن استشهاد ، آيه معناى ظاهرى و سادهء خود را نيز دارد و در شرح آيه به معناى باطنى و تأيل آيه نيازى نيست .