تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

[ تهديد بنىاسرائيل ]

وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ « 171 » لغت و اعراب : نَتَقَ الشىءَ - از باب ضَرَب و نَصَر - : بلند كرد آن را ، از جا بركند آن را . ظُلّة : سايبان . خُذوا به‌تقدير « قلنا لهم : خذوا » . تفسير : وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ اين آيه ، حاكى از آخرين داستان بنىاسرائيل در اين سوره است ، و ظاهر آيه اين است كه : چون موسى الواح تورات را به آنها عرضه كرد ، به آنها دستور داد همه را بخوانند و از محتوايش آگاه گردند سپس بپذيرند . و تورات كتاب دين و شريعت بود ، يعنى علاوه بر شامل بودن فنون مختلف معارف و نور و هدايت ، نسبت به‌نيازمندىهاى بشر آن روز حاوى احكام شريعتى مستقل از اصول و فروع بود ، و چون مطلع شدند كه تكاليفى سنگين در آن هست از پذيرش آن سر باز زدند و خداوند نيز در تكاليف خود تأكيد ورزيد . معناى آيه : و به ياد آور هنگامى را كه ما كوه را از جاى خود بركنديم و بر بالاى سر آنها نگه داشتيم كه گويى سايه‌بان است ، و گمان كردند يا يقين نمودند كه بر سر آنها خواهد افتاد . ( طبق تواريخ ، قوم موسى قريب ششصد هزار نفر و محل اجتماع آنها و عائله و مواشى و اموالشان در حدود يك فرسخ در يك فرسخ بوده ، پس بزرگى كوه مذكور و وسعت آن به قدرى بوده كه بر بالاى سر همه گسترده بوده است ) . خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ يعنى : در آن حال به آنها گفتيم : آنچه به شما داده‌ايم ، يعنى كتاب آسمانى