لغت و اعراب :
خَلَف زيداً - از باب نَصر - : جانشين او شد . خَلْف : قرنى پس از قرنى . و نيز جانشين كه مفرد و جمع در آن يكسان است و غالباً در جانشين بد استعمال مىشود . يأخذون حال است از فاعل ورثوا بهتقدير « كانوا يأخذون » . عَرَض : متاع دنيا . أدنى و دنيا يعنى اين جهان به لحاظ نزديكتر بودن آن نسبت به آخرت كه دور تر است ، يا بسيار پست و بىقدر بودن .
ميثاقالكتاب اضافهء ظرفيه است به معناى فى . دَرَسَ الكتابَ و العلم - از باب نَصَر - : روى آورد به آن و حفظ كرد آن را . أفلاتعقلون : بهتقدير « قل لهم أفلا » . مسك به و مسّك به : چنگ زد به آن .
[ دين فروشى بنىاسرائيل ]
تفسير :
فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنَى
اين آيه دربارهء علماى تورات و كسانى از يهود است كه پس از اسلاف و گذشتگانشان به عنوان اخلاف به وجود آمدند و مشغول تعليم و تعلّم تورات شدند ، ولى گرفتار حُطام دنيا گشته و تورات را در مسير هوا و رياست و جمع مال قرار دادند .
معناى آيه : پس از اسلاف يهود جانشينانى ناصالح از آنها سركار آمدند كه بهكتاب تورات روى آوردند « 1 » و بهعنوان محصّلين و علماى تورات مشغول خواندن و تدريس آن شدند در حالى كه همواره متاع و حُطام اين دنيا را مىگرفتند . يعنى بهعنوان تبليغ آن و قضاوت بر طبق آن و رشوه براى تحريف الفاظ و احكام آن اموالى را مىگرفتند و اندوخته مىكردند .
وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَ إِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ
يعنى : و آنان در مقابل اعتراضات مردم مىگويند به زودى ما بخشوده خواهيم شد .
حالشان تقاضا نمىكند كه اين سخن از آنها از راه اميد واقعى به مغفرت خدا صادر شده باشد ، بلكه از روى غرور و هوا و گمان اين كه آنان در حكم فرزندان خدا و دوستان اويند
هامش
( 1 ) . « كه كتاب تورات را از آنان بهارث بردند » .