آيه اشاره به سرانجام قوم موسى است . يعنى پس چون طغيانگران آنچه را كه بدان تذكر داده شدند از ترك تعدّى و طغيان ، فراموش كردند ، يعنى به گونهاى بىاعتنايى نمودند كه گويى به كلّى فراموش نمودهاند ، ما سرانجام كسانى را كه از كار زشت نهى مىكردند نجات بخشيديم و كسانى را كه ظلم كردند يعنى بر خود و ملت و آيندگان و قانون و پيامبر خود ، به عذابى سخت گرفتار كرديم به سزاى آن كه همواره از فرمان ما خارج مىشدند .
بايد دانست كه مفاد اين آيه تنها شمول نجات نسبت به ناهيان است و از حال ساكتان كه اعتراضكنندهء به ناهيان نيز بودند ساكت است ، لكن در برخى از روايات است كه آنها نيز مشمول عذاب شدند . و ممكن است گفته شود كه سكوت آنها هم ظلم بوده و « أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا » شامل حالشان شده است .
فَلَمَّا عَتَوْا عَن مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ
اين آيه بيان عذاب بئيس است كه در آيهء قبل به آن اشاره شد .
يعنى : پس چون آنها از آنچه از آن نهى شدند سر باز زدند و تكبر ورزيدند ، به آنها گفتيم : ميمونهايى خوار و راندهشده شويد .
مراد از قول خدا در اينجا ارادهء تكوينى اوست كه تخلّف از مراد ، در آن محال است .
يعنى اراده كرديم كه همه بوزينه شوند و بلافاصله بوزينه شدند . وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ [ قمر ، 50 ] . و ظاهر آيه اين است كه به صورت ميمون شدند و روحشان انسان بود و خوارى و ذلّت خود را به چشم خود مىديدند . و ظاهراً وقت توبه و پشيمانى نيز گذشته بود . و طبق روايات ، چند صباحى به همان حال ماندند ، سپس به عذاب اخروى گرفتار شدند .
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ « 167 » وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ وَبَلَوْنَاهُم بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ « 168 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٢