وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لَايَسْبِتُونَ لَاتَأْتِيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ « 163 »
لغت و اعراب :
قريه : مجتمع انسانى و مسكن آنها از شهر و روستا . عدا طَورَه - از باب نَصَر - :
تجاوزنمود از حدّ خود . سَبت : روز شنبه ، و سَبَت زيدٌ - از باب ضَرَب و نَصَر - : داخل در سَبت شد ، يا تعظيم نمود سبت را . كلمهء إذ در اذ يعدون و إذ تأتيهم هر دو بدل اشتمال از قريه است بهتقدير « سَلْهُم عَن زمانِ عَدْوِهِم و زمانِ إتيانِ الحيتان » . حيتان : جمع حوت ، مطلق ماهى و غالباً در ماهى بزرگ استعمال مىشود . شُرَّع : جمع شارع ، مانند رُكَّع و راكع ، يعنى ظاهر و نزديك . بلاه - از باب نَصَر - : امتحان كرد او را . و نبلوهم بهتقدير « كُنّا نَبْلوهم » .
تفسير :
وَ اسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِى كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ
اين سوره ، مكّيه است و گفته شده كه در اوايل بعثت نازل شده است . و هرچند دعوت پيامبر در آن روز غالباً متوجه مشركان بود ، لكن در مكّه نيز برخى از اهل كتاب مىزيستهاند و نقل سرگذشت موسى و قوم او در مقابل يهود به نحوى كه در اين سوره و سورههاى مكّى آمده براى اظهار معجزه است و بيان آن كه يك شخص امّى كه سرگذشت پيامبران قديم را بدين طرز زيبا و دقيق و متينتر از تورات نقل مىكند قطعاً سخنش برگرفته از سرچشمهء وحى است . و سؤال و استفهام از يهود به عنوان تقرير و توبيخ آنها و اظهار اين است كه علم او از راه وحى است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٩