بهسوى بيتالمقدس است و شامل انبوه حوادث و ظهور معجزات بسيار از موسى در حقّ آنهاست . و در اين آيه تقسيم آنها به دوازده قبيله ذكر شده به ملاك آن كه اسرائيل يعنى يعقوب دوازده پسر داشت و اولاد و احفاد هريك امّتى صاحب عقيدهء مستقل و مسلك و رسوم خاص شده بودند و با هم شديداً مخالفت و رقابت و اختلاف سليقه و رويّه داشتند .
معناى آيه : و ما بنىاسرائيل را به دوازده قبيله تفريق و تجزيه كرديم كه هريك امّتى بود . و به موسى هنگامى كه آنها در ازمنهء گرفتارىِ در تيه ، آب طلبيدند وحى كرديم كه عصاى خود را بر آن سنگ بزن .
فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَاعَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ
يعنى : و چون موسى عصا بر آن سنگ زد به ناگاه از آن دوازده چشمه جوشيد كه هر مردمى يعنى هر قبيلهاى آبشخور و محل انفجار آب خود را شناختند .
بايد دانست كه سنگ مورد اشاره در اين آيه سومين سنگ با قداست و داراى خواص و اعجازآور خاص است كه از عالم بالا به زمين فرود آمده و پيش از اين سنگ ، حجرالاسود و مقام ابراهيم بوده است . و اين سنگ ظاهراً مربع مكعّب و داراى شش سطح بوده و چون موسى عصاى خاص خود را بر آن مىزده از هريك از جهات چهارگانه سه شكاف و سوراخ محدودى پيدا مىشده و از هريك جويى روان مىشده و هر قبيله منبع حصّهء خود را به تناسب كم و زيادى آب بر حسب نفوس قبيله يا بهوسيلهء نوشتهء طبيعى بر بالاى محل جوشش مىشناخته است .
گفته شده كه « انبجاس » كه در اين آيه آمده ، فوران اندك آب ، و « انفجار » كه در آيهء 60 سورهء بقره آمده فوران زياد و واسع آن است . پس معلوم مىشود كه آب چشمهها ابتدا اندك بوده و رفته رفته زياد مىشده و يا آن كه بر حسب نياز ، گاهى اندك و گاهى زياد مىشده است .
وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى
يعنى : و بر آنها ابر را سايبان كرديم ، و بر آنها مَنّ و سَلوى فرو فرستاديم . و اين امور در بيابان گرم ميان مصر و شامات بوده كه خداوند ابرى را كه پوشانندهء تابش و حرارت خورشيد بود در روز سايبان آنها مىكرد كه وقت سير آنها حركت و وقت اقامتشان ايست
تفسير روان (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٦