توحيد و آخرش باور به معاد است . و ظاهراً هرجا در اين كتاب كريم اين دو مطلب ذكر شده براى اختصار ، اول و آخر اصول ذكر گرديده ولى مراد همهء اصول اعتقادى هفتگانه است : توحيد ، صفات اللَّه ، ملائكه ، كتابهاى آسمانى ، رسالت انبيا ، امامت اوصيا و معاد .
كه اين مجموع ، مفاد آيات زيادى از قرآن مجيد است .
وَ مَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِيناً فَسَآءَ قَرِيناً
يعنى : و كسى كه شيطان همدم و يارش باشد بد همدمى است او .
وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً « 39 » إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً « 40 »
لغت و اعراب :
استفهام ماذا براى انشاى تعجب و توبيخ است . مثقال : ما يوزن به الشىء ، يعنى ابزار تعيين وزن ، ترازو . مثقال الشىء : وزن يك چيز . ذرّه : غبار ، مورچه . تك حسنةً : اسم تَكُ ضمير عايد به « مثقال » است و تأنيثش به اعتبار خبر است .
تفسير :
وَ مَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ وَ أَنْفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ
سخن دربارهء مطلق كفار است در هر جا و در هر عصر و زمان . يعنى : و چيست بر آنها و چه ضرر و زيانى داشت اگر به خدا و روز قيامت ايمان مىآوردند و از آنچه خدا روزىِ آنها كرده از مال و جاه و دانش و فن ، به نيازمندان انفاق مىنمودند ؟ !
و اين استفهام انشاى توبيخ و سرزنش آنهاست نسبت به آنچه از آنها فوت مىشود و تحريض آنها به فكر و انديشه در اين امر مهم است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٧