در آيهء قبل سخن از « نشوز » بود و اينجا سخن از « شقاق » است و هر دو به معناى اختلاف و نزاع است ، لكن مراد از نشوز ، اختلاف خفيف و قابل حل به دست زوج است و مراد از شقاق ، اختلاف نيازمند به شخصى خارج از خانواده ، و از اينرو در اين آيه خطاب به حكّام و قضات و متوليان شرعى امور ملت است .
معناى آيه : و اگر از حدوث اختلاف و عداوت ميان مرد و زن ترسيديد پس بايد از خانوادهء مرد حَكَمى و از خانوادهء زن حَكَمى برانگيزيد ، يعنى از هر يك مردى صالح براى حل معضل اختلاف و داورى شرعى ميانشان بگماريد كه پس از بررسى حال طرفين و انجام وظيفهء پند و اندرز و تشويق و تهديد متناسب ، اگر تشخيص دهند كه شقاقشان قابل وفاق است و قصد كنند كه ميانشان صلح دهند خداوند از الطاف غيبى خود در ميان آنها ايجاد توافق مىكند ، زيرا خداوند دانا و آگاه است .
در اين آيه صورت يأس حَكَمين از صلاح كار و قصد جدا كردنشان ذكر نشده و آن محوّل به فقه است و در فقه چنين آمده است كه اگر توافق به اصلاح نمودند زوجين بايد ادامهء زوجيت را با هر شرط سائغ و مجازى كه آنها كردند بپذيرند ، و اگر حَكَمين توافق بر جدايى نمودند نافذ نيست مگر آن كه زن و شوهر از ابتدا به آن راضى باشند .
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مِن كَانَ مُخْتَالًا فَخُوراً « 36 »
لغت و اعراب :
وبالوالدين متعلق است به أحسنواى مقدّر . و بذى القربى و هفت معطوف ديگر عطفاند به الوالدين . احساناً مفعول مطلق نوعى است . جُنُب : دور ، بيگانه . جَنب : پهلو . مختال : متكبر
تفسير روان (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٣