ستمگرى انجام دهد ) به زودى او را در آتشى كه سخت سوزان و دردناك است وارد مىكنيم .
مراد آتش برزخ است كه به محض مرگ بدان مىرسد و فاصلهء زيادى ميان گناه و آن نيست . و يا آتش پس از قيامت است و زود بودنش به لحاظ « كلُّ آتٍ قريبٌ » است ، و يا آن كه زود است از نظر ربوبى كه هر روز در نزد او به مقدار هزار سال از سالهاى ماست .
وَ كَانَ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً
[ گناهان كبيره و صغيره ]
« ذلك » اشاره به اصلاء يعنى افكندن در آتش است . يعنى وارد كردن مرتكبين گناه مزبور از اول دنيا تا آخر آن كه عددشان از حيطهء حصر بيرون است در آتش بر خدا آسان و در مقابل قدرت مطلقهء او ناچيز است .
إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُم وَنُدْخِلْكُم مُدْخَلًا كَرِيماً « 31 »
تفسير :
إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ
يعنى اگر از گناهان كبيرهاى كه از آنها نهى شدهايد پرهيز نماييد سيّئاتتان را از شما مىزداييم .
مراد از كبائر ، گناهان اعتقادى است مانند كفر ، شرك ، نفاق و غيره . و مراد از سيّئات گناهان فرعى است . يعنى اگر اصول اعتقاداتتان صحيح باشد گناهان عملىتان را مىبخشيم . و لازم اين بيان آن است كه مؤمن پيوسته بخشيده شده است هر چند منغمر در معاصى باشد . و اين معنا مستبعد نيست لكن غالباً كثرت معاصى سبب خدشهدار شدن يا زوال اعتقادات مىشود و از اين روست كه بر عنوان مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ [ بقره ، 81 ] خلود در آتش مترتّب شده است .
و ممكن است مراد از كبائر ، گناهان كبيرهء فرعى و مراد از سيّئات ، گناهان صغيره باشد .