تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
و لازمِ تعبيرِ ده برابر اين است كه بر هر حسنه ابتداءً و به لحاظ طبع اوّلى پاداش معيّنى تعيين شده است ، سپس از باب تفضّل آن را ده برابر مىكنند . و ظاهر آيه اين است كه پاداش ده برابر براى همهء حسناتِ صادره از انسان است ، پس تقدير اوّلى براى مصلحت خاصى است . و بايد دانست كه تحديد در آيه در طرف قلّت است ، يعنى حدّاقلّ پاداش اخروى ده برابر است و حدّاكثر آن را ميزانى نيست ، به شهادت آيهء 261 از سورهء بقره مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَآءُ كه لازم تشبيه انفاق يك حبّه در راه خدا به يك حبّه بذر زير زمينى كه هفتصد حبّه بازده داشته باشد ، اين است كه يك حسنه هفتصد حسنه خواهد داشت و گاهى خداوند زيادتر خواهد نمود . وَ مَن جَآءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا يعنى : و هركس عمل زشتى را به جا آورد ( خواه عمل قلبى باشد مانند كفر و نفاق و عناد در برابر حق ، يا عمل فرعىِ بدنى نظير محرّمات شرعى و قبايح عقلى ) پس او در برابر آن كيفر داده نمىشود مگر سيّئه‌اى نظير و مساوى آن ، كه حقيقت اين سيّئه نيز در آخرت روشن نيست كه مثلًا اگر نماز يا روزه‌اى را ترك كرد يا دروغ گفت و خمر خورد ، در آخرت چه رقم عذابى را خواهد چشيد ، يا فعل و ترك او به صورت چه عذابى يا صفتى مجسّم و متبلور خواهد شد . وَ هُمْ لَايُظْلَمُونَ ضميرهاى جمع شامل اهل حسنه و سيّئه است . يعنى : و هيچ يك از دو گروه مورد ستم قرار نمىگيرند ، نه از پاداش چندين برابر محسن كسر مىشود و نه بر كيفر مماثل مُسىء اضافه مىگردد . و ممكن است مرجع ضماير ، اهل سيّئه باشد اشاره به اين كه كيفر آنها هرچند آتش سوزان و به نحو خلود و ابديت باشد ظلم از جانب خدا نيست ، بلكه نتيجهء كفر و زندقه و عناد و تكبر در برابر حق و اصرار تا آخر عمر است كه قدرت و قهّاريت و عدل خداوند مسبّب آن ، و حكمت بالغه‌اش مجرى آن است .