روز ، جلال و جبروت و قدرت و هيبت خداوند آنچنان در جلو چشم انس و جن تجلّى مىكند كه گويى خدا خود به صحنه آمده و مورد رؤيت قرار گرفته ، و گرنه حقيقت آمدن بر خدا محال است ، زيرا خداوند جسم نيست و تحوّل و نقل و انتقال بر او از نظر شرايع و حكم عقل محال است .
و مراد از آمدن برخى از آيات خداوند ، رسيدن مرگ آنهاست كه علائم قدرت خدا را به مجرد بسته شدن چشم و غيبت و انقطاع حواس از دنيا و توجه به عالم برزخ و مشاهدهء آن محيط ، مىبينند .
يَوْمَيَأْتِى بَعْضُ ءَايَاتِ رَبِّكَ لَايَنْفَعُنَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ ءَامَنَتْمِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِى إِيمَانِهَا خَيْراً
يعنى : آن روزى كه برخى از آيات پروردگارت بيايد ، يعنى مرگ برسد و علائم آخرت را ببينند ، هيچ نفسى را كه پيش از آن در دنيا ايمان نياورده بود و يا در حال ايمانش عمل نيك انجام نداده بود ، ايمان آوردنش سودى نخواهد بخشيد ، يعنى پذيرفته نخواهد شد .
مراد از عدم سود ايمان كسى كه در دنيا ايمان آورده و هيچ عمل صالحى انجام نداده اين است كه ايمانش در رفع عذابهاى برزخ و قيامت و مدتى از جهنم و در شمول رحمتهاى الهى بر صالحان در طى اين مدت سودى نخواهد بخشيد ، و لكن اصل ايمان او در رفع خلود در آتش اثر دارد و او مخلّد نخواهد بود ، و اين امر ديگرى است .
قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ
يعنى : بگو : منتظر باشيد ، حتماً ما هم منتظريم .
شما يكى از امور سه گانهء فوق ( نزول فرشتگان عذاب در دنيا ، قيام قيامت ، مرگ افراد ) را منتظر باشيد كه سبب شكست و نابودى و شقاوت ابدى شماست ، ما نيز منتظر همانها دربارهء شماييم كه سبب نجات و راحتى و خوشحالى ماست .
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ « 159 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 488
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٨٨