لغت و اعراب :
[ تفرقه در دين روانيست ]
شِيَع : جمع شيعه ، تابع و پيرو ، نام پيروان على بن ابى طالب و اولاد معصوم او عليهم السلام . فى شىء : به تقدير « من العقائد » يا « من المسئولية » .
تفسير :
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَ كَانُواْ شِيَعاً
يعنى : حقيقت اين است كسانى كه دينشان را تجزيه كردند و فرقه فرقه شدند ؛ مراد از « الذين » در اينجا اعمّ است از مشركان معاصر زمان پيامبر اسلام و يهود و نصارا ، زيرا همهء آنان در دينشان فرقه فرقه بودند ، مشركان در اعتقاد به ربوبيت بتان و ستارگان و فرشتگان ، و در آداب و رسوم جاهلى خودشان ؛ و بر طبق روايات ، يهودان در تفرقه به هفتاد و يك فرقه و نصارا در افتراقشان به هفتاد و دو فرقه .
لَسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ
يعنى : اى پيامبر ، تو در هيچ چيزى از آنها نيستى .
در هيچ يك از عقايد و سنن و آداب و روش با آنها وحدت و اشتراك ندارى ، زيرا اعتقادات و رفتار آنها با اصول و فروع اسلامى تو مباين است .
و محتمل است مفاد كلام به قرينهء جملهء بعد ، اين باشد كه مسئوليت هيچ امرى از امورشان به عهدهء تو نيست ، نه ايمان و تسليم قلبى آنها ، زيرا آن در اختيار تو نيست ، و نه پياده كردن برنامههاى دينى در ميان آنها ، زيرا فعلًا مأمور به جهاد و امر و نهى نيستى ، و نه مجازاتهاى دنيوى و كيفرهاى اخروى آنها ، زيرا آنها از شئون خداى آنهاست .
إِنَّمآ أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ
يعنى : جز اين نيست كه كار آنها در دنيا از نظر ادارهء امور ، و اتمام حجت در دين ، و حساب همهء اعمال ، و مهلت تا مدتى معين مربوط به خداست . سپس در آخرت آنها را به آنچه در دنيا انجام مىدادند آگاه خواهد نمود .