« بسبب ظلم » . لكلّ يعنى « لكل مكلّف » . ممّا عملوا ، مِن نشويّه يا تعليليه است . ربك مبتدا و الغنى و ذوالرحمة هر دو خبرند .
تفسير :
[ مبناى درجه بندى انسانها ]
ذَ لِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهَا غَافِلُونَ
يعنى : آنچه ذكر شد از ارسال پيامبران و بيم دادن آنها براى اين است كه در حقيقت پروردگار تو را هرگز از ازل سزاوار نبوده كه ويران كنندهء شهرها و روستاها باشد در حالى كه اهالى آنها غافلاند . يعنى در حالى كه پيامبرانى براى آنها نيامده و همه در حال غفلت و جهل و خُلوّ جامعه از شريعت و تكاليف آسمانى به سر مىبرند . زيرا در اين صورت عملهاى زشت مردم عنوان حرمت پيدا نمىكنند تا استحقاق عقاب آورند ، و مستقلات عقليه از محرّمات را نيز خدا بدون تأييد با شريعت عذاب نمىكند .
و ممكن است مراد از « غافلون » اعم از غفلت از احكام شرع و احكام استقلالى عقل باشد . پس اجتماعى كه داراى عقل و ادراكاند اگر شريعتى هم براى آنها نيايد در مقابل مخالفت مدركات عقلشان قابل مؤاخذه هستند .
وَ لِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ
يعنى : و براى هريك از طايفهء جنّ و انس درجهها و رتبههايى از عمل آنهاست .
بدين معنا كه اعتقادات و اعمالشان از نظر حُسن و خلوص و نورانيت ، و يا روح و جانشان از نظر تكامل و تعالى معنوى ، و يا پاداش اخروى و مقامات قرب ربوبى آنها داراى درجات ومراتب است . و اين معنا مبتنى بر اين است كه مراد از درجات ، مراتب كمال باشد . و ممكن است مراد اعم از درجه و دركه و مراحل ارتفاع و انحطاط باشد . يعنى هريك از جن و انس ، داراى كمالات و انحطاط مقاماند كه از اختلاف اعمالشان سرچشمه مىگيرد .
وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ
يعنى : و هرگز پروردگار تو از آنچه آنها به جا مىآورند غافل نيست .