يعنى : به زودى خواهيد دانست چه كسى است كه عاقبت نيك اين خانه - يعنى دنيا - از آنِ اوست . مراد معلوم شدن بطلان آنها و حسن عاقبت مسلمين در دنيا پس از پيروزى اسلام بر شرك در آن منطقه و پيروزى آن بر همهء شرايع و مذاهب جهان در آخر زمان ، و پيروزى مطلق حق بر باطل در آخرت است . زيرا بىترديد هرگز ستمكاران رستگار نخواهند شد .
وَ جَعَلُواْ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعَامِ نَصِيباً فَقَالُواْ هذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذَا لِشُرَكَآئِنَا
[ برخى از احكام نامعقول مشركان ]
اين آيه در بيان برخى از سنّتهاى جاهلانه و بدعتهاى ايام جاهليت است .
يعنى : آنها از آنچه خداوند ، خود آفريده از كشت و زرع و چهارپايان ، سهمى را براى خدا قرار دادند ، مثلًا كشت فلان زمين يا فلان قسم از كشت را و يا درصدى از فلان نوع چارپايان را از آنِ خدا كردند . و روى حدس و گمان خود گفتند : اين از آنِ خدا ، و اين هم از آنِ شريكان ماست .
ذكر كلمهء « بزعمهم » اشاره به بطلان اين گمان است ، زيرا اگر مراد از اختصاص آن حصّه به خداوند ملكيت حقيقى خدا بر آن است ، خدا مالك حقيقى همهء اشياست . و اگر مراد ملكيت جعلى و اعتبارى است آن نيز باطل است ، زيرا چنين ملكى را خدا تشريع نكرده ، و مانند نذر شرعى شىء براى خدا ، يا خمس غنيمت نيست كه ملكيت اعتبارى پيدا كند . و مرادشان از « شريكان ما » شريكان خدا به تعيين آنهاست مانند لات و عُزّى و هُبل .
فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ
يعنى : و رسم و عادتشان در آن امر اين بود كه پس از تعيين حق خدا و شركا ، آنچه براى شريكان خدا بود به خدا نمىرسيد ، يعنى در راه او مصرف نمىشد هرچند حصّهء خدا كم مىآمد يا تلف مىشد . و آنچه براى خدا بود به شريكان او مىرسيد ، يعنى مطلقاً يا در صورتى كه حقّ آنها كم مىآمد يا تلف مىشد . بسيار زشت است آنچه حكم مىكردند . زيرا همهء اين كارها را به عنوان برنامهء مذهبى انجام مىدادند .