تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
سقوط آن شمار زيادى از انسان‌ها را اغوا كرديد . و اين اشاره به كفّار و فسّاقى است كه در طول تاريخ در اصول و فروع يكسره پيرو شيطان بودند . وَ قَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ يعنى : آن گاه دوستان شياطين از انسان‌ها ( به عنوان اعتراف به طاعت شياطين و پيروى هوا و انكار بعثت پيامبران ، و از روى پشيمانى و حسرت وصف‌ناشدنى ) مىگويند : پروردگارا ، برخى از ما در دنيا از برخى ديگر بهره برد . يعنى شيطان‌ها بر انسان‌ها مسلّط شدند و فرامينشان مورد اطاعت قرار گرفت و به سوگند خود وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ [ حجر ، 39 ] تا حدى تحقق بخشيدند ، و انسان‌ها هم به وسيلهء پيروى از وساوس آنها و غور در هوا و هوس ، از رياست و مال و جاه برخوردار شدند . وَ بَلَغْنَآ أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا يعنى : و به دنبال آن گفتند كه ما همه با ادامهء آن حال شقاوت‌زا به پايان مدت عمرى كه براى ما تعيين كرده بودى رسيديم . ( پايان عمر همهء شياطين دفعى است و آن نفخهء اول صور است زيرا آنها مانند انسان مرگ فردى ندارند و در هر زمانى آفريده شده‌اند تا نفخهء صور مهلت دارند ، پس خلقتشان تدريجى و مرگشان دفعةً است ، و انسان‌ها پايان اجلشان مختلف و تدريجى است جز آنها كه در اواخر جهان بيايند و با نفخهء صور بميرند . ) و ممكن است مراد از « اجل » در اين‌جا حدّ باشد و مىخواهند بگويند : ما تابعان و متبوعان در دنيا به آن حدّ از شقاوت كه تعيين كرده بودى رسيديم . و مراد از تعيين خدا اعطاى استعداد تكامل در جنبهء سعادت و شقاوت و بذل اختيار و گشودن راه براى همه است كه به هرجا بخواهند برسند . قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَآ إِلَّا مَاشَآءَ اللَّهُ يعنى : خداوند در جواب آنها مىگويد : اين آتش ، منزل و جايگاه شماست كه در آن جاودان باشيد مگر آنچه خدا بخواهد . مراد از « ما » ى موصول اگر حال و زمان معين باشد طبعاً استثنا از حالات است ، يعنى بايد در همه حال و علىالدوام آن‌جا باشيد مگر وقتى كه خدا بخواهد . و اين اشاره به اوقاتى است كه دوزخيان را در اثر كثرت شكايت مدتى بيرون مىبرند و در « زمهرير » كه مكانى است با سرمايى شديد مقابل گرماى دوزخ نگه مىدارند