تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
است . ثانياً آنچه در آن آيه راجع به ذبايح آمده است ، حرمت ميته و شش قسم از اقسام آن است و دم و لحم خنزير و استقسام به ازلام جزء ذبايح نيست . إِلَّا مَااضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ استثناء از عمومِ « ما حرّم عليكم » است . يعنى : آنچه خداوند تفصيل داده ، حرام است مگر آنچه بدان مضطر گرديد و ناچار به خوردنش شويد . و معناى اضطرار اين است كه در صورت نخوردن ، ترس از هلاك يا مرض شديد يا فلج اعضا يا زوال نيروهاى حساس بدن و نحو اينها وجود داشته باشد . و تفصيل بيشتر اين موضوع در آياتى از اين كتاب كريم است مانند 173 بقره و 3 مائده و 145 انعام و 115 نحل . و اين اضطرار را در فقه « عنوان ثانوى » نامند ، به اين بيان كه در شرع اسلام حالاتى عارض انسان مىشود به نام « عناوين ثانويه » مانند جهل ، خطا ، نسيان ، اكراه و اضطرار ، كه اگر يكى از اين عنوان‌ها منطبق بر حرامى از محرّمات شود حرمت آن را برمىدارد ، و يا منطبق بر واجبى از واجبات گردد وجوب آن را رفع مىكند . مثلًا اگر از روى جهل و خطا و نسيان و اكراه شراب بخورد يا روزهء خود را افطار كند حرمت آن و وجوب اين برداشته مىشود . وَ إِنَّ كَثِيراً لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَآئِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ يعنى : و حقيقت اين است كه بسيارى از كفّار و مشركان به واسطهء هواهاى نفسانى خود بدون هيچ علم و دانشى مردم را به گمراهى مىكشانند . مراد از آنها سران كفّار و مترَفين آنهايند كه دين با رياست و هواهاى آنها سازگار نيست و استدلال‌هاى جاهلانه هم دارند . مثلًا در حلّيّت ميته مىگويند : چگونه است كه آنچه را شما مىكُشيد حلال است و آنچه را خدا مىكشد حرام ؟ به يقين پروردگار تو به تجاوزكاران داناتر است . وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمِ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُونَ « 120 » وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ « 121 »