در نتيجه گويى خدا آنها را دستور عصيان داده و موظّف به مخالفت انبيا نموده است .
يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
يعنى : دشمنان پيامبران پيوسته برخى بر برخى گفتارى باطل و به ظاهر آراسته را براى فريب و انحراف ، وحى و به طور سرّى القا مىكردند . مراد از وحىِ برخى به برخى وسوسههاى شياطين جنّى بر انسى است ، يا القائات سران طغيانگر برخى به برخى ، يا اضلال و اغواهاى سران جور و علماى سوء نسبت به پيروان خود ، كه همه گفتارهاى خوشظاهر و انحرافىِ ضلالتآور است .
وَ لَوْ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ
يعنى : و اى پيامبر ، اگر پروردگار تو مىخواست اين كار را نمىكردند . يعنى اگر خدا ارادهء حتمى مىكرد كه آنها به چنين مخالفتها و طغيانهايى دست نزنند هرگز انجام نمىدادند و هيچ پيامبرى را دشمنى نبود ، و لكن سنّت جاريهء ربّ تو اين است كه انسانها را در مرحلهء تكليف تا مدت محدودى طبق مصالح عامّهء نظام خلقت آزاد بگذارد .
فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ
يعنى : پس فعلًا آنها را با افتراهايى كه انجام مىدهند واگذار . يعنى عكسالعمل خشن نشان مده و در فكر جهاد و نبرد مباش تا آن گاه كه مأمور به قيام شوى .
وَ لِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ
عطف است به مقدّر ، يعنى : اين كه ما طبق مفاد آيهء سابق براى پيامبران دشمنانى قرار داديم كه پيوسته تبادل وحى كنند ، و ارادهء حتمى به ايمان آنها نكرديم و دستور ترك تعرّض به آنها داديم ، براى مصالحى پنهان و اسرارى است كه در عالم وجود است و براى اين است كه دلهاى كسانى كه به روز آخرت ايمان نمىآورند بهسوى گفتارهاى مزيّن ميل كند و براى اين كه به آنها خشنود گردند و براى اين كه آنچه را از كفر و فسق ، مستعدّ انجام آن هستند به جا آورند . زيرا خداوند دنيا را جهان اختيار قرار داده كه نخست ، شرايع خود را به بشر ابلاغ كند و اتمام حجّت نمايد ، سپس راه را براى راهيان طريق سعادت و شقاوت در حركت بهسوى مقتضاى استعدادشان
تفسير روان (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٨