وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوالِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ « 111 »
لغت و اعراب :
قُبُل : جمع « قابل » يعنى مقابل و مواجه ، يا جمع « قبيل » و قبيل جمع قبيله ، يا مصدر است به معناى مواجهه . قُبُلًا حال است از كلّ شىء .
تفسير :
وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَآ إِلَيْهِمُ الْمَلَآئِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى
آيه در بيان شدت كفر و عناد مشركان مكّه است . يعنى : و اگر ما فرشتگان آسمان را بهسوى آنها فرومىفرستاديم ، يعنى به گونهاى كه تجسّم خفيفى پيدا مىكردند تا قابل رؤيت مىشدند و در لطافت ذاتيشان باقى مىماندند تا معلوم باشد كه فرشتهاند ؛ و نيز اگر مردگان با آنها به سخن درمىآمدند ، يعنى طبق خواستهء آنها عدّهاى از مردگان را زنده مىكرديم تا با آنها سخن گويند و شهادت به نبوت و صدق دينِ او دهند ؛
وَ حَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَىْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ
يعنى : و نيز اگر براى آنها هر چيز را رو به رو و دسته دسته گرد مىآورديم ، يعنى - هر چيزى كه آنها پيشنهاد مىكردند از اجنّه و حيوانات و انسانهاى زمان دور و مكان دور - باز هم آنها در هيچ حالى ايمان نمىآوردند .
إِلَّآ أَن يَشَآءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
استثنا از عموم حالات انكار آنهاست . يعنى : مگر در حالى كه خدا بخواهد ، يعنى ارادهء حتمى خداوند بر ايمان آنان تعلّق بگيرد و خدا هيچ گاه چنين ارادهاى نمىكند . و لكن بيشتر آنها جهل مىورزند ، يعنى اين مرض عجيب روحى خود را نمىدانند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٦