مراد قرآن و سخنان پيامبر است كه شامل دلايل روشن و برهانها و اندرزهاست كه وسيلهء بينايى دلهاست . پس كسى كه با پذيرش و تأمّل و به كار بستن آنها بينا گردد به سود خويش است . و هركس نابينا شود ، يعنى از قبول و عمل به آنها دورى جويد و چشم دلش كور گردد به زيان خويش است .
وَ مَآ أَنَاْ عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
يعنى : و من هرگز بر شما نگهبان نيستم .
همان گونه كه من نگهبان تكوينى ابدان و اجساد شما از حوادث و مرگ نيستم بلكه آن وظيفهء خاصّ فرشتگان الهى است ، من نگهبان عقايد و اعمالتان هم نيستم كه همه را بنگارم و پاداش و كيفر بدهم ، زيرا اينها هم به عهدهء فرشتگان ديگر خداوند است ، بلكه وظيفهء من ابلاغ شريعت و احكام و اقامهء برهان و اتمام حجّت است . و البته مرتبهاى از امر به معروف و نهى از منكر در ضمن اين وظايف است و مابقى از شئون ولايت و امامت است .
وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْأَيَاتِ
يعنى : و اين گونه ما آيات را به تبادل و تنوّع مىآوريم . « كذلك » از قبيل تشبيه كلى بر مصداق است و در بسيارى از موارد اين كتاب انجام يافته ، يعنى ما آيات كتاب خود را غالباً نظير همين آيات به نحو تبادل و گوناگون و سوق كلام با الفاظ و محتواى مختلف از امر و نهى و وعد و وعيد و اندرز و مثال و قصّه و تشويق و تهديد و غيره مىآوريم .
وَ لِيَقُولُواْ دَرَسْتَ
عطف است به مقدَّر ، يعنى : تصريف و تنويع آيات براى اين است كه مردم هدايت شوند و براى اين كه عدّهاى هم بگويند : اى پيامبر ، تو اين سخنان را درس خوانده و ياد گرفتهاى ، يعنى مثلًا از علماى تورات و انجيل و يا از روميان و يا از قصهگويان ايرانى فرا گرفتهاى . و اين تعليل غايت حقيقى نيست بلكه از نتايج قهرى و مقصود تَبَعى است . و از اين رو اين لام را لام عاقبت يا لام صيرورت مىنامند .
وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
يعنى : تصريف براى اين است كه اين كتاب را براى گروهى كه مىدانند بيان كنيم . مراد
تفسير روان (فارسى) — صفحة 431
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣١