لغت و اعراب :
ذلكم مبتدا و كلمات چهارگانهء اللَّه ، ربّكم ، لا إله الّا هو ، خالق كلّ شىء هر چهار تا خبرند .
وَكَل اليه الأمرَ - از باب ضَرَب - : واگذار كرد كار را به او . وكيل : فعيل به معناى فاعل ، مورد تفويض امور . أبصار : جمع بصر ، چشم ، نيروى بينايى . لَطُفَ الشىءُ - از باب شَرُف - : دقيق شد به گونهاى كه حواس ، او را درك نكرد . لَطُفَ بفلان : رفق و مهربانى كرد به او . خبير : خابر يا مخبر . خَبرَ الشىءَ - از باب شَرُف و مَنَع - : به حقيقت و كُنه آن عالم شد .
تفسير :
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَآإِلهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَىْءٍ
« ذلك » اشاره به ذات واجد صفتهاى فوق از آيهء 95 تا اين آيه است كه قريب شانزده صفت است ، و اشارهء به دور ، اشعار به علوّ مقام اوست ، و خطاب آيه به مسلمين و كفّار است . يعنى : آن ذات واجد كمالات فوق ، خداوند واجب الوجود مستحقّ پرستش است ، و ربّ شماست ، يعنى از زمانى كه از مواد اوليهء زمين حركت جوهرى خود را شروع كرديد و پس از طى مراحلى نطفه شديد ، سپس جنين گشته ، به اين جهان قدم نهاديد تا زمان بلوغتان شما را تربيت تكوينى كرده و پس از آن تحت تربيت تشريعى نيز قرار داده است .
و معبودى جز او نيست ، يعنى و هرچه جز او پرستش شود خود مخلوقى عاجز ، و پرستندهء آن نادانى غافل ، و پرستش آن عملى زشت و ننگين است . و او آفرينندهء همه چيز است ، يعنى علاوه بر آنها كه ذكر شد آفرينندهء ساير اشياست حتى تصورات و تصديقات قلبى شما و حتى تمام آنچه در آينده از جواهر و اعراض پديد خواهد آمد .
فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ وَكِيلٌ
يعنى : نتيجهء توصيف مذكور اين است كه بايد تنها او را پرستش كنيد ، و او بر همه چيز وكيل است ، يعنى متكفّل تدبير امور همهء ذرات عالم وجود و نظمدهندهء نظام وجودى اجزاى اين جهان و حافظ و نگهدار آن است .
لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 429
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٢٩