تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
گياهان سرسبز كرديم ، و چون بوته‌هاى گياهان متنوع تكامل يافت به تدريج از آنها حبوبات روى هم چيده تشكيل مىدهيم مانند سنبل گندم و جو و برنج و ماش و آفتاب‌گردان و غيره . وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ تا اين‌جا شرحى از حال حبوبات گياه بود كه « نجم » گفته مىشود ، و پس از اين بيانى است از حال ميوه‌جات كه « شجر » گفته مىشود . يعنى : و از درخت خرما از ميان طلع آن قنوانى نزديك پديد مىآيد . يعنى خوشه‌هاى آغازين خرما كه نزديك هم چيده شده پيدا مىشود ، و يا آن كه خوشه‌هايى ستبر و مملوّ از خرما و آويزان شده پديد مىآيد كه به چيننده نزديك است به گونه‌اى كه بتواند بچيند . اين در بعضى از اوقات است و گاهى هم خوشه‌ها به خاطر طول قامت نخل دور است . و اين كلام هم از قبيل التفات از تكلّم به غيبت است . وَ جَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِهٍ يعنى : و به وسيلهء آبى كه از سماء نازل كرد ، براى شما باغ‌هايى در روى زمين پديد آورد از تاك‌هاى انگور و درخت زيتون و انار شبيه يكديگر و غير شبيه . يعنى هريك از اين سه درخت از نظر شاخ و برگ ، شبيه و غير شبيه دارد ، يا از نظر ميوه و حاصل همانند و غيرهمانند دارد ، زيرا به خاطر تنوع اصناف و اختلاف فصول و مناطق و آب‌ها و نسيم و تابش خورشيد ، برخى در خواص و آثار ، شبيه هم و برخى غير شبيه است . انْظُرُواْ إِلَى ثَمَرِهِ إِذَآ أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ يعنى : به ميوهء هريك از آنها بنگريد آن گاه كه آغاز ظهور و رشد آن است و آن گاه كه رسيده و كامل است . يعنى ببينيد از چه حالتى به چه حالت ديگرى از حيث شكل و رنگ و طراوت و بو و طعم منتقل مىشود . و البته اين تذكر دربارهء همهء ميوه‌جات ديگر و حبوبات جارى است . إِنَّ فِى ذلِكُمْ لَأَيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ « ذلك » اشاره است به آنچه گذشت از نزول باران و نموّ بذرها و نهال‌ها و سرسبز شدن صفحهء خاك و رسيدن حاصل‌ها به حد كمال ، و كاف « ذلكم » خطاب به انسان‌هاست . يعنى