زمر است : وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ .
أُوْلئِكَ الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
يعنى : آن پيامبران كسانى هستند كه به آنها كتاب داديم ، يعنى به مجموعشان چهار كتاب شريعت آسمانى داديم هرچند نزول ابتدايى هريك به يكى از آنها بود كه اولواالعزم ناميده مىشدند ( نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى ) و باقى در شريعت و كتاب تابع آنها بودند .
و نيز به آنها حكم داديم . اصل حكم القاى نسبت و اظهار نظر است دربارهء هر موضوعى . و مراد در اينجا بيان احكام شريعت خود و داورى در ميان امّت خودشان است . و نيز به آنها مقام نبوت داديم . و نبوت در اصطلاح شرع منصب اعتبارى خاصى است كه كسى جز خداوند قدرت اعطاى آن را ندارد ، و از شرايط شخص متّصف به آن اين است كه پيش از اتصاف و پس از آن ، گناهى خواه صغيره يا كبيره از او سر نزده باشد . و از آثار و شئون آن ، تكفّل امور زير است :
1 - ابلاغ شريعتى مستقل خواه خود آورده باشد يا از پيامبرى پيش از خود ارث برده باشد .
2 - ولايت بر ملت خويش يعنى ولايت بر نفوس امّت و اموال عامهء آنها .
3 - منصب قضاوت .
4 - لزوم و وجوب جهاد ابتدايى بر وى در صورت اقتضا .
5 - پياده كردن همهء مراتب امر به معروف و نهى از منكر در ميان جامعهء خويش ، و غير اينها .
فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هؤُلَآءِ فَقَدْ وَ كَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ
يعنى : پس اگر اينان - مشركان مكّه و قريش - به آنچه ذكر شد از كتاب و حكم و نبوت كفر ورزيدند ، يعنى به كلّى مسألهء نزول كتاب آسمانى و دين و بعثت پيامبران را منكر شدند و تنها بتها را وسيلهء ارتباط ميان خود و خدا دانستند ، ضررى به خدا نمىزنند ، زيرا حقيقت اين است كه ما قومى را بدانها يعنى به پذيرش اين امور موكّل كرديم كه هرگز بدانها كفر نمىورزند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤١١