تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
لغت و اعراب : كذلك اشاره است به تعليم مفهوم از آيهء قبل . ملكوت مانند ملك مصدر است يا مصدر به معنى مفعول ، تسلّط تام يا متعلق تسلط ؛ و اضافهء واو و تاء براى مبالغه است مانند رهبوت و جبروت . وليكون عطف است به محذوف مقدّر ، يعنى « ليستدلّ على التوحيد وليكون » . جَنَّ الشىءَ و عليه : پوشانيد آن را . أَفلَ الشىءُ - از باب عَلِمَ و نَصَرَ - : غايب شد . بَزَغَت الشمسُ - از باب نَصَر - : طلوع نمود . تفسير : وَ كَذلِكَ نُرِى إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يعنى : و همان گونه كه او را در تشخيص راه حق و باطل بينا كرديم و گمراهى پدر و زشتى كار او را نشان داديم ، همواره ملكوت آسمان‌ها و اين زمين را بر او نمايان مىكرديم . مراد از « ملكوت » مُلك عظيم نامحدود و غيرمحصور آسمان‌ها و زمين است كه همه را در برابر چشم ظاهرى ابراهيم ظاهر مىساخت ، يا خصوصيات و كمّ و كيف اوضاع آنها را به او تعليم مىداد و در مقابل فكرش مجسم مىنمود . و ممكن است مراد از « ملكوت » خود تسلط و مالكيت به معناى مصدرى باشد ، يعنى كيفيت تسلّط و تصرف و قلب و انقلاب‌هايى را كه در سماوات و أرض همواره انجام مىدهيم به او نشان مىداديم . زيرا فرق است ميان ديدن كارخانهء عظيمى در حال خوابيدن آن با در حال حركت و توليد بودن آن . وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ عطف به مقدَّر است ، يعنى : ارائهء ملكوت براى اين بود كه نيروى استدلال او در برابر خصم قوىتر گردد ، و براى اين كه خود او از اهل يقين باشد . يعنى ايمانش به علم و عظمت و قدرت و حكمت او به مرتبهء كمال يقين برسد . فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَءَا كَوْكَباً قَالَ هذَا رَبِّى يعنى : پس چون شب بر ابراهيم پوشش افكند و او را زير سايه گرفت و تنها ستارگان
تفسير روان (فارسى) — صفحة 401 | الشيخ علي المشكيني