تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
تفسير : وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ يعنى و اوست كسى كه آسمان‌ها و اين زمين - يا مطلق زمين - را به حق يعنى روى هدفى صحيح و و الا و برتر و عقلايى آفريده . و مراد اعم است از خود آسمان‌ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست . وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ « يوم » منصوب است به « يقول » . يعنى و روزى - يعنى هر زمانى - كه به هر چيزى مىگويد : باش ، بىدرنگ مىباشد . مراد از گفتن كلمهء « كُن » تعلّق ارادهء تكوينى او بر ايجاد اشياست و نياز به تلفّظ « كُنْ » نيست ، زيرا ايجاد كلمهء كُن نيز نيازمند تكرار آن مىشود و منجر به تسلسل مىگردد . و شايد ادراج كلمهء كُن به لحاظ « أبى اللَّه أن يُجرى الامورَ الّا بأسبابها » است يا براى سهولت در اذهان شنونده . و بالجمله هر آنى ارادهء حتمى او به وجود چيزى تعلق بگيرد ، خواه سماوات و ارض باشد يا غير آنها و خواه حدوث قيامت باشد يا غير آن ، بلافاصله موجود مىشود . و لكن ظاهر آيه اين است كه در اين‌جا متعلّق « كُن » روز قيامت است كه هر زمانى بگويد : « باش » تحقّق خواهد يافت . قَوْلُهُ الْحَقُّ يعنى : گفتار او ثابت است . هر سخنى كه از خدا صادر شده و در لوح محفوظ نگاشته شده ، يا در كتاب‌هاى آسمانى آمده ، يا به پيامبران و فرشتگان رسيده كه از آن جمله آمدن قيامت است ، همه حقّ و ثابت است و شائبهء كذب و خطا در آن نيست . و ممكن است مراد از « قوله الحقّ » تعليل جملهء قبل و مراد از « قول » مفاد « يقول » سابق باشد و مراد از « حق » عين ثبوت اشيا در خارج باشد . يعنى علت اين كه قول « كُن » ملازم « فيكون » است ، اين است كه ارادهء او به هرچه تعلّق بگيرد او قهراً ثابت و موجود شده است . يعنى إرادته عين حصول المراد و ثبوته . وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِى الصُّورِ يعنى : و در آن روزى كه نفخ در صور خواهد شد مُلك از آنِ اوست . مراد از نفخ صور نفخهء اول به بعد است تا آخر ابد . يعنى هرچند در دنيا نيز ملكيت