ابراهيم خليل عطا كرده از منطق رسا در اثبات توحيد ، و استدلال متين او در بيان حق ، و تنزيه و تبرئهء خداوند از هر عيب و نقص .
معناى آيه : و به ياد آوريد زمانى را كه ابراهيم به پدرش آزر گفت : آيا تو بتها را براى خود خدايانى اتخاذ مىكنى ؟ يعنى قائل به ربوبيت آنها مىشوى و در مقابل آنها خضوع و سجده مىكنى و از آنها حاجت مىطلبى ؟
ظاهر آيه اين است كه آزر پدر حقيقى ابراهيم ، و مشرك و بتپرست بوده . لكن در سنت وارده از معصومين اهل بيت عليهم السلام آمده كه بىترديد پدر و اجداد پيامبر اسلام يعنى اجداد پدرى او در هر مرتبه كه بالا رود تا آدم ابوالبشر موحّد بودهاند و صفت شرك در آنها نبوده « و كان صلى الله عليه و آله نوراً فى الأصلاب الشامخة » و از اين رو مفسّران شيعه كلمهء « أب » را در اين آيه حمل كردهاند به پدرخوانده ، يا پدر زن ، يا پدر معنوى يعنى معلّم ، يا عموى ابراهيم كه اطلاق اسم پدر بر آنها نزد عرب مرسوم بوده است ، زيرا علاوه بر مطلب فوق ، كلمهء « أب » اعم است از پدر و غيره ، و كلمهء خاص پدر كلمهء « والد » است .
إِنِّى أَرَاكَ وَ قَوْمَكَ فِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ
يعنى : به آزر گفت كه بىترديد من تو را و قوم تو را در گمراهى آشكارى مىبينم .
وَكَذلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ « 75 » فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قَالَ هذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَاأُحِبُّ الآفِلِينَ « 76 » فَلَمَّا رَأى الْقَمَرَ بَازِغاً قَالَ هذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ « 77 » فَلَمَّا رَأى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هذَا رَبِّي هذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ « 78 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٠