اين آيه در مقام ردّ پيشنهادى است كه مشركان قريش و اشراف مكّه مىكردند كه پيامبر فقرا و طبقهء پايين ملت را از دور خود براند تا آنها بيايند و كلام پيامبر را بشنوند ، شايد ايمان آورند ، نظير سنت سيّئهء كفّار گذشته كه با پيامبران خود داشتند .
يعنى : اى پيامبر ، هرگز كسانى را كه پيوسته بامدادان و شامگاهان پروردگار خود را مىخوانند و همواره رضاى او را مىطلبند ، از پيش خود مران و طرد مكن .
مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَىْءٍ وَ مَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِّن شَىْءٍ
يعنى : هرگز چيزى از حساب آنها بر عهدهء تو نيست ، زيرا تكاليف اعتقادى و عملى آنها پس از ابلاغ دين و اتمام حجّت ، بر عهدهء خودشان است و پاداش و مجازات دنيوى و اخروى آنها بر عهدهء خداوند است . و نيز چيزى از حساب تو بر عهدهء آنها نيست . يعنى هيچ يك از وظايف تو مانند دعوى نبوت و اقامهء معجزات و اتمام حجت و عمل خاص خود به اصول و فروع بر عهدهء آنها نيست .
فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
كلمهء « فتكون » متفرّع بر « لا تطرد » اول آيه است و كلمهء « فتطردهم » به منزلهء تكرار آن است به خاطر وقوع فاصله . و مراد اين است كه آنها را مران كه در زمرهء ستمكاران خواهى بود ، زيرا طرد كردن پذيرندگان دعوت الهى و اهل كوشش در عمل و اخلاص ، به خاطر نداشتن ثروت و جاه ، ستمى است آشكار و انبياى الهى از آن دورند .
وَكَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَهؤُلَاءِ مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ « 53 » وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ « 54 » وَكذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ « 55 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 379
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٧٩