من خزائن و گنجينههاى خداوند است . مراد از « خزائن اللَّه » قدرت و توان ايجاد انواع اشيا بدون حصول كمبود در قدرت و سختى در انجام آن است ، مانند پديد آوردن اشيا با كلمهء « كُن » . و اطلاق خزائن بر اين امر به لحاظ آن است كه گويى همهء مسبّبات در مرتبهء سبب تحقّق دارند نظير آيهء : وَ إِن مِن شَىْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ [ حجر ، 21 ] .
پس مراد اين است كه پيامبر بگويد ايجاد اشيا به اراده و امر « كُن » از شأن من و از مقدورات من نيست . و ممكن است مراد از خزائن ، مواد اوليهء موجودات جهان باشد كه به وسيلهء حركتهاى خاصّى به مرحلهء فعليت مىرسند و انواع امتعهء قابل استفاده به وجود مىآيد ، يعنى مثلًا بگو : در اختيار من نيست كه به ناگاه از زمين براى شما ميوه و حبوب درآورم .
وَ لَآأَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لَآأَقُولُ لَكُمْ إِنِّى مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَايُوحَى إِلَىَّ
يعنى : بگو : و من غيب را نمىدانم ، - آنچه را از امور پشت پردهء حواس انسانى كه جز از طريق وحى و الهام الهى نمىتوان فهميد و يا مىتوان فهميد ؛ اما من اجازهء آن را از جانب خدا ندارم نمىدانم - و نيز به شما نمىگويم كه من حتماً از جنس فرشتهام و نيازى به نيازمندىهاى بشر ندارم و كارهايى خارج از توان و طاقت بشرى انجام مىدهم . من جز آنچه را كه از جانب خداوند به من وحى مىشود پيروى نمىكنم .
قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الْأَعْمَى وَ الْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ
اين جمله در ردّ اين محتمل است كه بگويند : حال كه تو چنانى و بشرى همانند مايى ، پس چگونه ادعاى منصب نبوت و ولايت مىكنى و چه امتيازى بر ما دارى ؟
معناى آيه : اى پيامبر ، بگو : آيا نابينا و بينا يكسان است ؟ يعنى من بينا به معارف الهى و كتابهاى آسمانى و احكام اصولى و فرعى شريعت خود و شرايع گذشتهام ، و شما علم به هيچ يك از اين امور نداريد و نابينا هستيد . آيا در اين امر بزرگ و فرق روشن و امتياز آشكار نمىانديشيد ؟ يعنى اين امور است كه به من صلاحيت مقام نبوت و ولايت بخشيده و شما را جز پذيرش و اطاعت راهى نمانده است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٧٧